+ ديروز استديوهای سونی و متروگلدين ماير بطور رسمی اعلام کردند که دانيل کريگ نقش جيمز باند را در بيست و يکمين قسمت اين مجموعه که با نام کازينو رويال ساخته می شود بازی خواهد کرد . اين بازيگر ۳۷ ساله انگليسی جانشين پيرس برازنان برای ايفای نقش مامور 007 افسانه ای شده است . کريگ هم اکنون همراه با نيکول کيدمن مشغول بازی در فيلم ملاقات می باشد و فيلم مونيخ به کارگردانی استيون اسپيلبرگ را در نوبت اکران دارد .

+ استديوی پارامونت جان فاواريو را استخدام کرده تا فيلم فانتزی 'جان کارتر مريخ' John Carter of Mars را بر اساس مجموعه ناولهای ۱۱ جلدی کلاسيک ادگار رايس باروس کارگردانی کند . داستان ناولها درباره يک سرباز جنگهای داخلی است که توسط يک دروازه زمانی به سياره باروس فرستاده می شود و در آنجا توسط غولهائی سبز رنگ زندانی می شود . پيش از اين قرار بود ابتدا رابرت رودريگز و سپس کری کونران اين فيلم را کارگردانی کنند . امسال فاواريو فيلم فانتزی زتورا را در نوبت اکران دارد .

+ سيلوستر استالون اعلام کرد ششمين قسمت از مجموعه فيلمهای 'راکی' Rocky از دسامبر امسال کارگردانی کرده و در آن بازی خواهد کرد . داستان اين قسمت درباره زمانی است که بوکسور معروف ، راکی بالبوا بازنشسته شده است اما تصميم می گيرد به ياد گذشته ها در مبارزات محلی کوچک شرکت کند اما در ادامه او درگير مبارزه با قهرمان سنگين وزن کشور می شود . استالون قصد دارد فيلم رامبو ۴ را نيز بازی کند .

+ جنيفر کانلی و ديجيمون هانسو قرار است در فيلم 'الماس خون' بهمراه لئوناردو دی کاپريو بازی کنند . فيلم توسط اد زوئيک کارگردانی شده و توليد آن از اوايل سال ۲۰۰۶ آغاز می شود . داستان فيلم درباره يک قاچاقچی الماس در کشور سيرالئون است که با يک کشاورز سياه پوست محلی درگير ماجراهای آدم ربايی می شود


+ راسل کرو بهمراه آلبرت فينی در فيلمی درام به نام 'سال خوب' Good Year A به کارگردانی ريدلی اسکات بازی خواهد کرد . فيلم که بر اساس ناول پر خواننده ای نوشته پيتر مايل ساخته می شود درباره بانكداری است كه يك مزرعه را به ارث می برد ولی هنگام ورود به مزرعه با زنی روبه رو می شود كه مدعی است اين مزرعه متعلق به اوست .


+ کمپانی id Software که سازنده بازيهای ويديوئی می باشد اعلام کرد بدون توجه به موفقيت يا عدم موفقيـت فيلم 'دووم' Doom که بر اساس بازی مشهور اين کمپانی ساخته شده و هفته آينده در سينماهای امريکا اکران می شود ، تصميم دارد فيلم 'کوئيک' Quake را نيز بر اساس اين بازی پرطرفدار بسازد . فيلم که احتمالاً بر اساس قستمهای ۲ و ۴ اين بازی ساخته می شود درباره يک نژاد بيگانه از سياره ای دوردست است که به زمين حمله می کند .

+ شان لوی ، کارگردان فيلم يک دوجين ارزونتره و پلنگ صورتی ، جايگزين استيفن سامرز برای کارگردانی فيلم ماجرائی 'شبی در موزه' A Night in the Museum شد . فيلم که در سال ۲۰۰۷ اکران خواهد شد درباره نگهبان خوش قلب اما بی دست و پای يک موزه تاريخ طبيعي است که به شكلی اتفاقی باعث زنده شدن حيوانات و حشرات باستانی موزه می شود .

+ جوئل شوماخر قرار است فيلم درام-دلهره آوری با نام 'شماره ۲۳' Number 23 را با بازی جيم کری کارگردانی کند . داستان فيلم درباره مردی است که در حين خواندن يک کتاب دچار نوعی جن زدگی می شود و تصور می کند در حال خواندن کتابی در مورد زندگی خودش است .

+ استديوی برادران وارنر سرگرم ساخت فيلم هيجانی-علمی تخيلی 'ملاقات' Visiting با بازی نيوکول کيدمن و دانيل کريگ است . فيلم که در سال ۲۰۰۶ اکران می شود درباره يک زن روانپزشک است که قصد دارد منبع يک بيماری هم گير ناشناخته را کشف کند .

+ کلايو اوون بهمراه مونيکا بلوچی و پل گياماتی قرار است در فيلم اکشن-ماجرائی 'ترور' Shoot Up بازی کنند . داستان فيلم درباره مردی است که بايستی از جان يک بچه در مقابل گروهی مسلح که قصد دارند او را بقتل برسانند محافظت کند . توليد فيلم از ژانويه سال ۲۰۰۶ آغاز خواهد شد .


+ استديوی فاکس قرن بيستم با همکاری کمپانی نيو رجنسی قصد دارند فيلم 'کرتنی کرومين و موجودات شبانه' Crumrin and the Night Things Courtney را بر اساس کاميک بوکی نوشته تد نيفه بسازد . داستان فيلم درباره دختر جوانی است که به خانه عجيب عمويش رفته و در آنجا وارد دنيای جادوگران ، ساحره ها و جنها می شود .

+ هيو جکمن و کريستين بيل قرار است در فيلم اکشن 'پرستيژ' Prestige به کارگردانی کريستوفر نولان ، کارگردان فيلم بتمن آغاز می کند ، بازی کنند . داستان فيلم درباره دو جادوگر رقيب در انگلستان است که با هم مبارزه می کنند و اين درگيری آنها سرانجام به جنايت کشيده می شود . فيلم بر اساس ناولی از کريستوفر پريست ساخته شده و در سال ۲۰۰۷ اکران می شود .


© تمام حقوق اين مطلب برای وبلاگ هنر هفتم محفوظ است و استفاده از آن فقط با ذکر لينک مجاز می باشد.
اما نقد شرق بد جوري زيرابش رو زد!
نگاهى به فيلم «آب تيره گون» ساخته والتر سالس
كابوس خانه اجاره اى
منولا دارجيس
ترجمه: پريا لطيفى خواه
آب را هم مى توان چنين تيره و راكد ساخت. اين فيلم كسل كننده و گاه مضحك بازسازى يك فيلم ترسناك ژاپنى است كه حتى از نسخه بازسازى شده اش ملال آورتر و مضحك تر است. در فيلم «آب تيره گون» جنيفر كانلى در نقش مادرى مجرد ظاهر مى شود كه مى كوشد گليم خود را از آب بيرون بكشد. آنچه اين نسخه بازسازى شده را قابل تحمل تر از آن مى سازد كه بگوييم صرفاً يك بازسازى بى مايه و بى ارزش است، تنها مربوط به حضور بازيگر زن فيلم نمى شود كه جايزه اسكار برده است؛ بازيگر درجه يكى كه خوب گريه مى كند و چهره اش هنگامى كه خيس آب مى شود جذاب به نظر مى رسد. يا حتى ربطى به اين ندارد كه كارگردان معتبرى چون والتر سالس بعد از فيلمى همچون «خاطرات موتور سيكلت» آن را ساخته است و سبكى بسيار جدى در فيلم «آب تيره گون» به كار برده كه گويى نسخه تازه اى از «مده آ» را ساخته يا حداقل يكى از فيلم هاى ترسناك رومن پولانسكى را بازسازى كرده است. نكته اينجاست كه كنار گذاشته شدن و پذيرفته نشدن در بازار مستغلات منهتن اين بار دستمايه فيلمى ترسناك قرار گرفته است.
وب سايت مربوط به روزولت آيلند جزيره رودخانه شرقى را با اصرار فراوان «روياى كارگردانان» مى نامد، اما براى شخصيت داليا، كه به زودى آن همه آب بر سرش ريخته مى شود و نقش او را كانلى بازى مى كند، اين جزيره يك كابوس است. داليا پس از جدا شدن از همسرش، كايل (داگرى اسكات)، كه عادت دارد در هر فرصتى كه به دست مى آورد او را «ديوانه» بنامد، با يكى از بى رحمانه ترين حقايقى مواجه مى شود كه ممكن است براى هر نيويوركى پيش بيايد: او پول كافى براى زندگى كردن در منهتن را ندارد. ( در حالى كه كايل كه عملى تر فكر مى كند به جرسى سيتى نقل مكان كرده است.) داليا استوار همچون فولاد در برابر اين بدبختى مى ايستد و دست دخترش سسى (آريل گيد) را مى گيرد و سوار بر تراموا راهى روزولت آيلند مى شود. هنگامى كه اين مادر و دختر در ميان برج هاى بى قواره و بزرگ اين جزيره و مردمانى با چهره هاى خشك و عبوس سرگردان هستند و بارانى همچون اشك، يكريز بر سرشان مى بارد، دخترش سسى با صدايى بلند و اعتراض آميز به مادرش مى گويد: «اينجا كه اون شهر نيست!»
نه، اينجا شهر «اوز» هم نيست؛ مخصوصاً كه در اينجا جان سى رايلى هم حضور دارد. او كه همواره نقش آدم هاى قابل اعتماد را در فيلم ها بازى مى كند، اين بار در نقش آقاى مورى- مدير يك معاملات املاكى _ ته مايه اى از خباثت دارد. يكى از اندك زيبايى هاى موجود در فيلم«آب تيره گون» اين است كه هرچند هيچ كارى درباره فيلمنامه افتضاح آن نمى توان انجام داد- فيلمنامه اى كه رافائل ايگلسياس بر اساس فيلم اصلى ساخته هيدو ناكاتا و رمانى نوشته كوجى سوزوكى نوشته است- اما بازيگران نقش مكمل فيلم بسيار معركه در نقش خود ظاهر مى شوند. در ميان آنها بازيگرانى وجود دارند همچون پيت پاستل ويت در نقش سرايدارى كه دايم از زير كار در مى رود و خود را پنهان مى كند، كامرين منهايم در نقش معلم مدرسه نگران، و از همه بهتر تيم راث در نقش وكيلى كه داليا را زير چتر حمايت خود مى گيرد بدون آن كه براى گرفتن حق الوكاله از او كيسه بدوزد. وقتى آقاى راث را مى بينيد كه خيلى روان بازى مى كند و هر صحنه اى را كه در آن حضور دارد، به راحتى مى دزدد و مال خود مى كند، جاى خالى اين بازيگر توانا را در بسيارى از فيلم ها حس مى كنيد و افسوس مى خوريد.
پيرنگ اين فيلم در اصل پيرنگ همان فيلم ترسناك ژاپنى است، درباره دخترى كه معلوم نيست روح است يا نه. اندكى بعد از اينكه داليا و دخترش سسى در خانه جديد خود مستقر مى شوند، لكه كثيفى كه در سقف وجود دارد با سرعت هشداردهنده اى شروع به بزرگ شدن مى كند. اگرچه آپارتمان طبقه بالا خالى به نظر مى رسد، و مالكين قبلى اش آنجا را ترك كرده اند، اما يك نفر دايم بر روى كفپوش فرش نشده آن راه مى رود و شير آب خانه را باز مى گذارد تا سرريز شود. با ادامه يافتن صداى تپ تپ بزرگ شدن لكه روى سقف و صداى خزيدنى كه در سراسر سقف مى پيچد و گويى دستى شيطانى است كه بر سقف مى كشد، اندك اندك ترس بر داليا مستولى مى شود، او را به مرز جنون مى كشاند و سراپا خيس مى كند. به تدريج به نظر مى رسد كه انگار برچسبى كه شوهر داليا بر او مى زده و او را ديوانه مى ناميده، تشخيصى درست بوده است و زمانى مى رسد كه ديگر به درستى معلوم نيست كه بيننده در سراسر اين فيلم- همچون فيلم «بچه رزمى»- با داستانى ترسناك و دلهره آور مواجه است يا فيلمى درباره يك زن پارانوئيد را دنبال مى كند.
اين خيلى بد است كه ما در واقع شاهد هيچ كدام از اين دو نيستيم. «آب تيره گون» با آن همه هزينه و صحنه هاى پرزرق و برق كه حتى يك راهروى متروكه را به گونه اى به تصوير كشيده كه گويى ميليون ها دلار مى ارزد، در ايجاد هر گونه معنا يا ترس معنادارى ناتوان است. وجود يك سرى مسايل روانى پيش افتاده و فلاش بك هاى احساساتى خشك و بى روح با حضور نه چندان ترسناك يك بازيگر محبوب الينا لونسون فيلم را سنگين و بى رمق كرده است و فيلم در نهايت ميان زمين و آسمان تمام مى شود. «آب تيره گون» نه قدرت و پختگى فيلم هاى ترسناك درجه يك «سكوت بره ها» را دارد و نه از آن دسته فيلم هاى ترسناك معاصرى است كه در سينماهاى چندسالنه يا خانه هاى هنر به نمايش در مى آيند و سعى دارند با تقليد از سادگى و بى پيرايگى فيلم هاى اصيل رده ب با مخاطب ارتباط برقرار كنند ( «۲۸ روز بعد» ). در آن فيلم ها ترس حكفرما است، اما در «آب تيره گون» با بيزارى آشكار سازنده اش از ژانرى كه اغلب از آن سوءاستفاده شده، چنين نيست.
راستی هفته پیش فیلم اکشن و آخر افکت so close رو دیدم
به همه پیشنهاد میدم ببینینhttp://www.so-close.com
