
1. Don't Cha
2. Beep
3. Wait A Minute
4. Stickwitu
5. Buttons
6. I Don't Need A Man
7. Hot Stuff (I Want You Back)
8. How Many Times, How Many Lies
9. Bite The Dust
10. Right Now
11. Tainted Love/Where Did Our Love Go
12. Feelin' Good


Rls Name ....: ATB - Seven Years
Rls Date ....: Jun-09-2005
Street Date .: Jun-13-2005
Rls Type ....: Album
Company .....: Kontor
Genre .......: Trance
Year ........: 2005
Tracks ......: 20
Length ......: 75:56 min
Size ........: 116,1 MB
Source ......: CDDA
Supplier ....: Team MOD
Ripper ......: Team MOD
Ripper Soft .: EAC
Encoder .....: LAME 3.90.3+mod
Quality .....: VBRkbps / 44,1kHz / Joint-Stereo
TRACKLiST:
01. Humanity (04:25)
02. Let U Go (2005 Reworked) (04:24)
03. Believe In Me (03:17)
04. Trilogie Part 2 (04:12)
05. Take Me Over (04:13)
06. Far Beyond (03:41)
07. Here With Me (03:38)
08. Ecstasy (04:09)
09. Marrakech (03:45)
10. In Love With The DJ (03:40)
11. Long Way Home (04:01)
12. I Don't Wanna Stop (03:34)
13. You're Not Alone (03:31)
14. Hold You (03:28)
15. Let U Go (03:28)
16. The Fields Of Love (03:44)
17. The Summer (03:47)
18. Killer (03:57)
19. Don't Stop (03:45)
20. 9 PM ('Till I Come) (03:17)
http://rapidshare.de/files/6551944/ATB_-_Seven_Years-Ltd.Ed.-2005-MOD.PRT1.rar.html
http://rapidshare.de/files/6551948/ATB_-_Seven_Years-Ltd.Ed.-2005-MOD.PRT2.rar.html
http://rapidshare.de/files/6551878/ATB_-_Seven_Years-Ltd.Ed.-2005-MOD.PRT3.rar.html
03_if_you_want_peace_prepare_for_war
اینم آلبوم جدید H.I.M
02_Rip_Out_The_Wings_Of_A_Butterfly
اين هفته در سينماهای امريکا فيلم فانتزی-ماجرائی 'هری پاتر و جام آتش' Harry Potter and the Goblet of Fire که چهارمين قسمت از مجموعه داستانهای هری پاتر است اکران شده است .
داستان اين قسمت در مورد حضور هری در مسابقه بزرگ سه جادوگر و مبارزه او با لرد سياه می باشد .
فيلم که با بودجه ای ۱۵۰ ميليون دلاری ساخته شده موفق شد در سه روز نخست اکرانش ۱۰۲.۳ ميليون دلار فروش کند . اين فيلم که توسط مايک نويل کارگردانی شده و استيو کلاوز نويسنده فيلمنامه آن می باشد توانست رکورد پرفروش ترين فيلم تاريخ سينما در ماه نوامبر را بشکند .
همچنين اين فيلم توانست در رده چهارم بهترين فروش آخر هفته و پس از فيلمهای مرد عنکبوتی ، جنگهای ستاره ای : اپيزود 3 و شرک 2 قرار بگيرد .
کارشناسان پيش بينی می کنند اين قسمت پرفروشترين فيلم از مجموعه فيلمهای هری پاتر خواهد بود .

+ استديوی والت ديزنی قصد دارد در صورت موفقيت اقتباس سينمائی از ناول فانتزی 'وقايع نارنيا : شير ، ساحره و جاررختی' نوشته سی.اس.لوئيس ، ساير کتابهای نارنيا را نيز به فيلم برگرداند . تهيه کننده فيلم اعلام کرده که فيلم بعدی ، اقتباس از 'وقايع نارنيا : شاهزاده کاسپين' Chronicles of Narnia : Prince Caspian خواهد بود . داستان اين قسمت که يکسال پس از حوادث فيلم اول می گذرد درباره بازگشت پيتر ، سوزان ، لوسی و ادموند به سرزمين جادوئی نارنيا و کمک به شاهزاده کاسپين برای مبارزه با حاکم ستمگر آنجا شاه ميراز و نجات سرزمين نارنياست . 'شير ، ساحره و جارختی' حدود دو هفته ديگر در سينماهای امريکا اکران خواهد شد .

+ سرانجام استديوی نيولاين قصد دارد توليد سومين قسمت از مجموعه فيلمهای کمدی-اکشن 'ساعت شلوغی' Rush Hour با بازی جکی چان و کريس تاکر را از اوايل سال آينده ميلادی آغاز کند . فيلم که توسط برت رتنر کارگردانی می شود و جف ناتانسون نويسنده فيلمنامه آن می باشد در تابستان سال ۲۰۰۷ اکران خواهد شد .

+ استديوی دايمنشن حقوق اکران فيلم اکشن 'مرده يا زنده' Dead or Alive به کارگردانی کوری يون را خريداری کرده و قرار است فيلم آگوست سال ۲۰۰۶ اکران شود . فيلم که اقتباسی از يک بازی ويديوئی می باشد درباره چهار مبارز زن است که به انجام مسابقه در يک جزيره عجيب و غريب دعوت می شوند .

+ چهارمين قسمت فيلم ترسناک-کمدی 'فيلم ترسناک' Scary Movie نيز ساخته می شود . پس از موفقيت قسمت سوم اين مجموعه ، استديوی دايمنشن قصد دارد قسمت چهارم آنرا با حضور آنا فاريس ، لزلی نلسن و کارمن الکترا بسازد . سازندگان فيلم در اين قسمت سعی دارند به سراغ شوخی با فيلمهای ابر قهرمانی چون بتمن و مرد عنکبوتی و همچنين فيلمهای ترسناکی چون اره و دهکده بروند .
+ رابرت انگلوند ، بازيگر نقش فردی در مجموعه فيلمهای ترسناک کابوسی در خيابان الم ، در مصاحبه ای اعلام کرده که استديوی نيولاين مشغول کار بر روی دو فيلمنامه در مورد اين شخصيت است . اولين فيلمنامه که دنباله ای بر فيلم موفق 'فردی عليه جيسون' Freddy vs. Jason بشمار می رود کاراکتر مايک ميرز از مجموعه فيلمهای ترسناک هالووين را وارد داستان خواهد کرد و دومين فيلمنامه نيز پيش درآمدی بر مجموعه داستانهای خيابان الم خواهد بود . گفته می شود استديو تنها يکی از اين فيلمنامه ها را خواهد ساخت .

+ استديوی سونی اعلام نموده قصد دارد نسخه جديدی از فيلم ماجرائی 'شاهزاده و گدا' Prince and Pauper را بر اساس داستان کلاسيک مارک تواين را بسازد . فيلم احتمالاً در سال ۲۰۰۷ اکران خواهد شد .

+ پيتر چلسون ، کارگردان فيلم بايد برقصيم ؟ ، قرار است فيلم درام 'تب لاله' Tulip Fever را بر اساس ناولی از دبورا موگاچ بسازد . داستان فيلم که در قرن ۱۷ ميلادی می گذرد درباره زن جوان و زيبائی است که با يک تاجر ثروتمند ازدواج می کند اما پس از مدتی به يک نقاش پرتره علاقمند می شود .
+ استديوی نيولاين اليزابت شو را استخدام کرده تا در نقش مقابل جيم کری در فيلم هيجانی 'شماره ۲۳' Number 23 بازی کند . داستان فيلم که توسط جوئل شوماخر کارگردانی می شود درباره مردی است که مشغول خواندن کتابی می شود و هر چه بيشتر اين كتاب را می خواند ، به اين نتيجه می رسد كه قصه اين كتاب برگرفته از زندگی خود اوست و حتی آينده او را نيز پيش بينی كرده است .

+ کمپانی کريستال اسکای پيکچرز حقوق اقتباس سينمائی از بازی ويديوئی ترسناک-اکشن 'کاستلوانيا' Castlevania را از کمپانی کونامی خريداری کرده و قرار است پل.دبليو.اندرسون آنرا کارگردانی کند . داستان فيلم در مورد مبارزه يک خانواده کشنده خون آشامان با دراکولاست . توليد فيلم از اواسط سال آينده ميلادی آغاز خواهد شد .

+ داکوتا فانينگ صدای خود را به يکی از شخصيتهای فيلم فانتزی و انيميشن 'کارولين' Caroline خواهد داد . فيلم توسط هنری سليک و با نگاهی به داستان پر فروشی از نيل گايمن ساخته خواهد شد . قصه اين كتاب درباره دختر نوجوانی است كه در منزل جديد خود يك در مخفی پيدا میكند . اين در به روی يك دنيای تازه و ديدنی باز می شود كه خيلی بهتر از دنيای كوچكی است كه او در آن زندگی می كند .

+ استديوی يونيورسال حقوق بازسازی يک فيلم اکشن هنگ کنگی به اسم Cheung Fo را خريداری کرده و قرار است آنرا تحت نام 'ماموريـت' Mission و به کارگردانی پيتر برگ بسازد . داستان فيلم درباره تعدادی تبهکار است که بعنوان محافظ يکی از رووسای سالخورده يک گروه مافيائی استخدام می شوند .

+ خوانندگان مجله سينمائی توتال فيلم که در انگلستان منتشر می شود ، فيلم 'کشتار با اره برقی در تگزاس' Texas Chainsaw Massacre محصول ۱۹۷۴ را بعنوان ترسناک ترين فيلم تاريخ سينما انتخاب کردند . داستان اين فيلم درباره يک قاتل رنجيره ای به اسم ادگين است که با اره قربانيان خود را می کشد . هالووين Halloween محصول ۱۹۷۸ و فيلم ايتاليائی shocker suspiria محصول دهه هفتاد در رده های دوم و سوم اين نظرخواهی قرار گرفتند و طلوع مردگان Dawn of the Dead محصول ۱۹۷۸ ، درخشش Shining محصول ۱۹۸۰ ، بيمار روانی Psycho محصول ۱۹۶۰ ، ويکرمن Wicker Man محصول ۱۹۷۳ ، بچه رزمری Rosemary's Baby محصول ۱۹۶۸ ، حالا نگاه نكن Don't Look Now محصول ۱۹۷۳ و قتل عام آدمخوار Cannibal Holocaust محصول ۱۹۸۰ رديفهای چهارم تا دهم جدول را به خود اختصاص دادند .

او يك فرشته نبود
منبع: روزنامه همشری
|
بازيگر نقش فرشته در سريال او يك فرشته بود
همه فكر مي كردند كج شدن دهنم، بسته شدن يك چشم و باز شدن آن يكي جلوه هاي كامپيوتري است، ولي همه اش صورت خودم بود
فاطمه عبدلي
از همان اول، پشت تلفن مي گفت مصاحبه مان عجيب غريب باشد. وسط هاي مصاحبه هم هر چند تا سؤال يك بار، مي گفت سؤال خاص بپرسيد. وقتي هم مي گويي: مثلا چي؟ مي گويد: نمي دانم.
بهاره افشار متولد 63 است. ديپلم تئاتر و سال آخر رشتة نقاشي. خيلي صميمي و مهربان است. آن قدر شيطان و سرزنده كه فكر مي كني اين آدم، اصلا استعداد ابليس شدن را ندارد. افشار از اول، دنبال بازيگر شدن بوده، ولي دغدغة كارگرداني ندارد. ليلا، شب هاي روشن، فريدا، هيولا، آبي و شكارچي گوزن، چند تا از فيلم هايي است كه دوست دارد. او اين روزها پيشنهادات خوبي براي بازيگري داشته، ولي به قول خودش، هنوز كاري در قد و قوارة فرشته نداشته. او دنبال نقش هايي است كه برايش به اندازة فرشته ، تجربه و چيزهاي دوست داشتني بياورد.
اين روزها ماشين ها سعي نكردند به ات بزنند و بگويند اگر مردي، غيب شو از ماشين رد شو؟!
(مي خندد) نه. ولي خيلي از دوستانم مي گويند وقتي مامان ها با باباها دعوايشان مي شود، باباها مي گويند الان مي روم خيابان، مي زنم به يك دختر، مي آورمش خانه.
خب بگو ميانه ات با شيطان چطور است؟
خب اين كه اصولا وسوسه وجود دارد را قبول دارم. ولي اين كه شيطان، جسميت پيدا كند و چنين اتفاقي بيفتد را نه، قبول ندارم. چون برايم پيش نيامده. نديده ام.
پس تا حالا شيطان را نديده اي؟
اتفاقا شيطان را ديدم. اولين روزي كه طرح فيلم نامه را خواندم، ديدم. آن سكانسي كه حاج آقا معتمدي مي آيد خانه، من شروع مي كنم خرناس كشيدن و ترسيدن. آن صحنه را ديدم.
يعني اين صحنه را قبلا در ذهنت ديدي؟
بله، همان موقع كه طرح را خواندم. ببين، ما هر روز صبح مي فهميديم كه قرار است آن روز، چي بگيريم. وقتي هم آن سكانس را گرفتيم و بازي ام تمام شد، دو ساعت بيهوش شدم. به خاطر اين كه آن را قبلا ديده بودم.
دقيقا چي ديدي؟
آن جايي كه حاج آقا معتمدي مي آيد و خرناس مي كشم.
اين را مي دانم. قبلا چي ديده بودي؟
آن صحنه را كه شيطان از دوربين دور مي شود و شكلش عوض مي شود. اين را قبلا ديده بودم.
عجب. پس بازي آن قسمت، خيلي عجيب غريب بوده.
آره و خيلي جالب است كه همه فكر مي كردند چهرة من با جلوه هاي كامپيوتري درست شده است. در صورتي كه همه اش صورت خودم بود و هيچ كس باورش نمي شود.
حالت چهره ات؟
كج شدن دهنم، بسته شدن يك چشم و باز شدن آن يكي، كج شدن فكم و تغيير ظاهر صورتم. در واقع، به غير از سكانس آخر كه من و آقاي ضرابي (سرابي) با هم بازي كرديم و نابود مي شويم، تمام سكانس ها بازي خودم است و كاري روي صورت نشده است.
با اين اوضاع، هيچ وقت به صورت جدي، ترس برت نداشت؟
نه. ديگر خودم شده بودم ترس و اين ها برايم مفهومي نداشت.
اهل جادو جنبل، فال و اين طور چيزها هستي؟
نه، متنفرم. از خرافات، متنفرم. مثلا اگر در تاكسي باشم و دو نفر راجع به اش حرف بزنند، يا مثلا بگويند ديدي فلاني را چشم زدند، تنها جايي است كه عكس العمل بد نشان مي دهم و مي گويم صحبت نكنيد يا برو پايين از ماشين.
از اين چيزها اين قدر بدت مي آيد و به اين كه شيطان ظاهري هم وجود دارد، اعتقاد نداري ولي نقش را پذيرفتي.
ربطي ندارد. نقش اين قدر خاص بود كه پذيرفتم.
يعني فكر نكردي داري خلاف آن چيزي كه اعتقادت است بازي مي كني؟
تو براي بازي كردن احتياجي به اعتقاد به آن نقش نداري. كافي است آن را دوست داشته باشي و اين در مورد اين نقش براي من ده برابر دوست داشتن بود. من رسما عاشق فرشته شده بودم.
پس خيلي از اين نقش سر كيفي؟!
آره. من فكر مي كنم اين شخصيت سال ها در ذهن مردم مي ماند. البته نه به خاطر اين كه خودم بازي كردم. حس مي كنم خاص ترين نقشي است كه تمام اين سال ها در تلويزيون كار شده است.
چرا؟
چون مردم با اين نقش، درگيري اعتقادي هم داشتند. مثلا سيتا هم يك شخصيت ماندگار شد، اما باز هم نه به اين اندازه. در ضمن، سختي كار من اين بود كه من همه اش مي گفتم خدايا من بايد ملعون باشم و در عين حال، مردم دوستم داشته باشند. خدا را شكر، اين اتفاق براي من افتاد. يعني در عين حال كه همه مي دانند من پليدم و دارم زندگي را به هم مي ريزم، ولي دوستم دارند. شيطان موجود جذابي است و تا جذاب و دوست داشتني نباشد، نمي تواني وسوسه بشوي.
اين نقش باعث نشد امر به ات مُشتبه بشود كه خبيثي؟ مثلا در زندگي خودت بدجنسي ات گل كند؟
نه، ولي من اصولا شخصيت ثابتي ندارم. نه اين كه آنرمال باشم. ولي نمي تواني بگويي بهاره آرام است يا شيطان است. نمي تواني با قطعيت راجع به شخصيت من نظر بدهي. يك جاهايي كاملا ناخودآگاه فرشته رويم تأثير مي گذاشت و عصبي ام مي كرد. مثلا 18 ساعت فشار كاري كه تمام مي شد، يك دفعه با يك آدمي كه كاري با من نداشت خيلي عصبي صحبت مي كردم. يا برعكس، سه چهار ساعت تمام سكوت مي كردم.
لابد از اين به بعد براي نقش هاي منفي خيلي سراغت مي آيند؟
شايد. ولي نقش منفي بازي نمي كنم. دوست دارم الان خودم را بدجوري بشكنم. مثلا يك نقش كاملا بدون كاراكتر بازي كنم؛ سادة ساده. ولي چيزي كه الان دوست دارم بازي كنم، يك رمانتيك خيلي آرام است يا يك طنز قوي سينمايي، نه تلويزيوني. مثلا يك نقشي مثل آمِلي.
پس نقش فرشته را هم مي تواني به همين خوبي بازي كني؟
خب اين اولش فرشته بود ديگر. يك دختر معصوم تصادف كردة بي كس و كار.
نه، يك آدم مثبت فوق العاده و يك قديسه، بدون اين دوگانگي.
به خدا من قابليت دارم بازيگر خوبي بشوم (مي خندد).
اين روزها به سرت نزده شيطان را نقاشي كني؟
نه، ولي خيلي جالب است، باورت نمي شود اولين نقاشي جدي كه كشيدم، شانزده سالم بود كه يك نمايشگاه گروهي با دوستانم گذاشتيم. چند تا روح كشيدم كه دارند با قلم مو جسمي را طراحي مي كنند و پايين اين جسم يك چهرة شيطاني است. هنوز هم اين نقاشي را دارم.
هري پاتر خوان هستي؟!
نه. كم و بيش خوانده ام، ولي اصولا از داستان هاي تخيلي خوشم نمي آيد. جنگ ستارگان نمي بينم. بچه بودم ژول ورن نمي خواندم.
اگر بودي، غيب و ظاهر شدن برايت يك مفهوم ديگر داشت. البته موقع بازي كه اين حس را نداشتي، نه؟ يعني ما غيب و ظاهر شدن ات را مي ديديم، ولي اين در تدوين درآمده بود.
آره. آن غيب شدن كه حاج آقا مي آيد و من خودم را با دستم پاك مي كنم، خيلي سخت بود. چون وسط پلان بعد تركيب چند حس بود. اتفاق سختي بود. اول آدم معمولي هستم، شروع مي كنم به خرناس كشيدن، مي ترسم بعد عقب عقب مي آيم و خودم را بايد پاك كنم. آن جور غيب كردن سخت بود.
پس كلي كارت سخت بود. پاي حس در ميان بود. بايد مدام حس عوض مي كردي.
آره. اين تلفيق حس ها سخت بود. من عزيز را با بي رحمي تمام كشتم. بعد كه بهزاد مي آيد، مي زنم زير گريه. خيلي تجربة عجيبي بود و خيلي سخت. بچه هاي تيم مي گفتند مثلا فاميل، دوستانمان، شوهر، خواهر و... همه اش مي نشينند جلوي آينه سعي مي كنند تلفيق حس را تمرين كنند. مي گويند خيلي سخت است. به فلاني سلام برسان. خيلي كارش سخت است.
نظر خودت راجع به اين نور سبز و قرمز كه در كار بود چي است؟
اين ها كار آقاي شهيدي بود. پرفكت هم بود. ما به اين ها مي گفتيم ويب لايت. بعد از اين كه سريال پخش شد، با عوامل، حرف اين بود كه من را در خيابان نمي شناسند. آقاي شهيدي مي گفتند: يك دانه از اين ها لوژن هاي قرمز بالاي سرت در خيابان روشن كن، همه مي شناسنت.
اين نورها كمكي هم به ات مي كردند؟
خيلي زياد. يعني جاهايي كه اصلا احتياج نبود، من سر صحنه مي ديدم نور قرمز نداريم (خيلي هم خوشگل بود. هالوژن قرمز از بالا) به آقاي شهيدي مي گفتم اين ويب لايت هم تا نباشد اصلا بازي نمي كنم.
مردم در خيابان مي شناسنت؟
اصلا نمي شناسند. چون چهره ام بدون گريم، خيلي فرق مي كند. ولي خوب خيلي ها شك مي كنند. مثلا ديشب در رستوران، گارسون آمد گفت: فرشته خانم، نوشابه قرمز بياورم؟ به هرحال پچ پچ مي كنند: اين فرشته است؟ نه بابا! چرا خودش است. ولي تا حالا برخورد نزديك مردمي نداشتم. غير از سكانس آخر در خيابان كه مردم آمدند سر صحنه و ديدم فرشته خيلي طرفدار دارد.
بد و بيراه به ات نمي گفتند؟ ناله و نفرين و اين ها؟
نه. اتفاقا خيلي دوستم داشتند. عجيب بود همه دوست داشتند ببينيد براي من چه اتفاقي مي افتد و اين خيلي براي من جذاب است كه يك كاراكتر منفي جذاب باشد.
البته شخصيت هاي منفي اي كه خوب دربيايند، هميشه جذاب هستند. بچه ها چطور؟
بچه ها مي آمدند طرفم. البته دست در دست پدر و مادرهايشان. بعضي هايشان گريه مي كردند. من چند روز آخر كار، مثل مادربزرگ ها در كيفم پر از
قاقا لي لي بود. قربان صدقه بچه ها مي رفتم.
بچه هاي فاميل چي؟ ازت نمي ترسند؟
نه. من خيلي فك و فاميل ندارم كه دور و برم باشند و با آن ها در تماس باشم. نمي دانم از كجا، ولي اين روزها خيلي فك و فاميل پيدا كرده ام. هر كس مي رسد، مي گويد ما فاميل شما هستيم؛ دختر خالة عمة باباي جدتيم.
معمولا همه مي خواهند رابطه شان را با شيطان انكار كنند. رفتار بقيه در خانه چطور بود؟
در خانه، من همان بهار دو سال پيش هستم و هيچ اتفاقي عجيبي هم نيفتاده است. خانواده ام كم و بيش كار را نگاه مي كردند، اما اصلا فيلم برايشان به اندازة مردم جذابيت نداشت. پيگيري نمي كردند ببينند بعدش چي مي شود و... .
غير از نقاشي، ديگر چه كار مي كني؟
تيراندازي را به صورت تخصصي كار مي كنم.
پس براي يك فيلم پليسي آماده اي؟!
خيلي دوست دارم. مثلا نقش آنجلينا جولي در فيلم آقا و خانم اسميت را واقعا دوست دارم بازي كنم.
چقدر زندگي ات آدمي زادي و روي نظم و برنامه است؟
من خيلي كار مي كنم. بازيگري، نقاشي، دانشگاه، طراحي لباس. اهل بگو بگرد هم خيلي هستم. اما زندگي ام خيلي عادي است. اين طور نيست كه
۲۴ ساعت كار كنم. خدا را شكر، تمام كارهايم به بهترين شكل و در زمان كمي انجام مي شود. مثلا براي شوي لباسم، در يك ماه روزي دو ساعت وقت گذاشتم، ولي خيلي خوب برگزار شد.
از طراحي لباس بگو.
آخرين نمايش لباسم خيلي بزرگ و عجيب غريب بود. اكثر سينماگرها آمده بودند. كلا معتقدم جسارت در لباس پوشيدن خيلي خوب است.
ببخشيد كه سؤال آخر هم خاص و عجيب غريب نيست. بگو چرا تو را براي نقش شيطان انتخاب كردند؟
اين ها يك آدم مي خواستند كه چهرة دو پهلو داشته باشد، بازيگر معروف هم نباشد. اين طوري بود كه من شيطان شدم.
یا اباالفضل
جهان پهلوان حسین رضازاده با کسب عنوان قهرمانی جهان یکبار دیگر پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را به اهتزاز درآورد. در روز پایانی رقابتهای وزنه برداری قهرمانی جهان که در شهر دوحه قطربرگزارشد ، 16 شرکت کننده در وزنه 105+ کیلوگرم با یکدیگر به رقابت پرداختند که در پایان حسین رضازاده قهرمان و رکورد دار جهان و المپیک توانست یکباردیگراین عنوان را به خود اختصاص دهد.
رضازاده پس ازآنکه درحرکت یک ضرب با بلند کردن وزنه 210 کیلوگرمی به عنوان نایب قهرمانی و مدال نقره دست یافت درحرکت دوضرب و دراولین حرکت خود وزنه 251 کیلوگرمی را بالای سربرد تا درهمین حرکت اول قهرمانی خود را محرض کند. جهان پهلوان رضازاده که خیالش ازبابت قهرمانی راحت شده بود وحتی حریف مقتدرروسی هم نمی توانست به رکورد اوبرسد دردومین انتخابش پشت وزنه 263 کیلوگرمی قرارگرفت اما دربالا بردن آن موفق نشد تا با انصراف ازحرکت سوم به کارخود پایان دهد.
درپایان رقابتهای این وزنه پس ازحسین رضازاده که با مجموع 461 کیلوگرم عنوان قهرمانی جهان را ازآن خود کرد، یوگنی شگیچوف ازروسیه دوم شد و جابرسعید سالم ازقطربه عنوان سومی این دوره ازمسابقات دست یافت.
درپایان رقابتهای وزنه برداری قهرمانی جهان ازتیم چهارنفره ایران تنها حسین رضازاده موفق به کسب مدال شد وسه وزنه برداردیگربه موفقیتی دست پیدا نکردند.
روز گذشته( 29 /8/84 )حسين رضا زاده به زادگاه خود (اردبيل ) بازگشت .او پس از ترک فرودگاه اردبيل مسقيما به گلزار شهداي اين شهر رفت و به شهداي اين شهر اداي احترام کرد .گزارش تصويري زير از خبر نگار اعزامي مجله خانواده سبز به اردبيل مي باشد .
![]() |
ورود به فرودگاه اردبيل در ميان استقبال مسئولين استان
![]() |
پدر در انتظار پسر قهرمان
![]() |
مادر در انتظار فرزند دلاورش
![]() |
مادر - پدر و برادر اين دلاور مرد کشور
![]() |
در کنار فرزند عزيزش ابولفضل
![]() |
|
|
بی شک هم اکنون برره بهترین برنامه ی تلویزیون است



موزیک:
آهنگهای در وصف بارون
توجه: کیفیت تما آهنگها ۶۴Kbps است برای دانلود سرعتر و کیفیت خوب
این آهنگها رمز دار می باشد و برای عضای گروه های زیر رمزشان ارسال شده.
اگر هنوز عضو این گروه ها نشده اید زود تر اقدام نمایید چرا که شنبه دوباره رمز آهنگها برای اعضای این گروه ها به صورت ایمیل فرستاده می شود
گروه هله له:
http://groups.yahoo.com/group/holeleh/join
گروه هوادارن بهنوش طباطبایی:
http://groups.yahoo.com/group/behnush-tabatabaee/join
گروه هوادارن محمد:
http://groups.yahoo.com/group/mohamad_music/join
شما با وارد کردن یاهو آیدی خود می توانید عضو این گروه ها شوید و از مزایای آن استفاده کنید.
۲- نیما نکیسا (خدا کنه بارون بیاد)
۵- حبیب (عاشقم-اگه ابر که بارون می زنه-)
۶- مکابیز(بارون میا تو کوچه-اسیر-)
۷- امیر عبدالله (خدا کنه بارون بیاد)
آلبوم سروش(یه دنیا)
01 Safar mp3
02 Shoghe Nafas mp3
03 Az Tou Khondan mp3
04 Havassbaz mp3
05 Leila mp3
06 Mojezeh mp3
07 Kabotar mp3
08 Range Z endegi mp3
دی جی الهه:(بدون رمز)
:: عاشق شدم
:::مادرم
اینم یه آهنگ از آرش و گوگوش ..
موزيك رپ ايراني باصداي خانم پاني به اسم پاني
موزيك رپ ايراني باصداي خانم پاني به نام خاموش
موزيك رپ ايراني با صداي خانم پاني به نام فراموش
نیما (آلبوم مریم پاییزی)
| 1 -Maryame Paeezi |
| 2 - Mitarsam |
| 3 - Boro Dige |
| 4 -Jaye to khali |
| 5 -Yek kalameh |
| 6 - Eshghe Interneti |
| 7 -Che khoobe |








