تبليغاتX
تکنولوژی سینمایی و ویدئویی
:: www.cinevitech.us:: وبلاگ سایت تکنولوژی سینمایی و ویدئویی :: www.cinevitech.us::

دوست عزیزم یلدا به خاطر پاره ای مسائل گفته که نمی تونه بنویسه
ولی من یوزر نیمشو باز می گذارم تا اگر خواست به کارش ادامه بده
حیف شد که نمی تونه همکاری کنه

نوشته شده توسط سینما در ساعت 17:43 | لینک  | 

 

همه آنچه که او می خواست ساختن یک زندگی بود، در عوض او تاریخ را ساخت.

«دهکده شمالی» اثری است که در اکثر قسمتهای آن الهام از فیلمهای دیگر مشاهده می شود، اما قسمت اعظم آن به روایت داستان زنی اختصاص یافته که کارگر معدن بوده و دادخواستی را مبنی بر تبعیض کمپانی معدن مینسوتا علیه زنان مطرح می کند. سیاست تمایز گذاشتن میان زن و مرد داستان را تحت احاطه خود قرار داده است و بیش از آنکه به موضوعات محل کار این زن بپردازد به موضوعات خانوادگی پرداخته که بی تردید درمیان بهترین سکانسهای فیلم قرار می گیرند.

گاهی وقت ها مخاطبان در مقابل فیلم های موضوع محور، واکنشی از خود نشان نمی دهند؛ اما زمانی که سالی فیلد چنان اعتصابی را در فیلم "نورما ری" برپا کرد، جایزه اسکار را به دست آورد. موضوع تمایز میان زن و مرد و تبعیض جنسیت در یک معدن آهن ممکن است در گیشه با دشواریهایی مواجه شود. اگر هم فیلم اذهان بسیاری را به خود مشغول دارد، فروش وموفقیت آن در گیشه نسبتآ کم خواهد بود.

فیلم شهر شمالی، برگرفته از داستانی واقعی است، به کارگردانی "نیکی کارو" ساخته شده است؛ نیکی کارو که کارگردانی هوشمندانه وی برای «وال سوار» بسیار مورد توجه قرار گرفت و این فیلم به پرفروش ترین فیلم نیوزیلند تبدیل شد، بار دیگر اثر خود را حول محور توانایی و اعتبار زنانه کارگردانی کرده است. این اثر با سنت "نورما ری" به کارگردانی "مارتین ریت" و "سیلکوود" به کارگردانی "مایک نیکولز" ساخته شده است، دو فیلم برجسته و تحسین شده که درباره زندگی واقعی قهرمانان زن است که با تلاش حق خود را در دادگاه اثبات می کنند حتی به قیمت از دست دادن جان خود، چنانکه "کارن سیلکوود" جان خود را در راه احقاق حق خود از دست داد.

شهر شمالی اثری است که از ساختاری ماهرانه و آراسته برخوردار است. اما ممکن است مخاطب انتظار داشته باشد روند داستان فیلم هنرمندانه تر از اقتباس قابل پیش بینی "مایکل سیتز من" از قانون تبعیض جنسی "کلارا بینگام" و "لارا لیدی گرانسلر" باشد. این اثر با وجود ستارگانی چون "چارلیز ترون" ، "فرانسیس مک دورماند"،"وودی هارلسون"،"سیسی اسپایک" به یک فیلم سینمایی تلویزیونی شباهت دارد.

دنیایی که در آن داستان فیلم اتفاق می افتد، دنیایی است که  مردان آن سوء استفاده گر بوده و زنان تنها قربانیان خاموش هستند. این امر درست زمانی جلوه گر می شود که "جوزی ایمز" (ترون) با دو فرزند کم سن و سال از همسر خشن خود جدا شده و پس از آن به شهری که در آن متولد شده در شمال مینیستوتا و کنار پدر خود هنک (ریچارد هنکیس) باز می گردد و در شرایطی قرار میگیرد که مردم این شهر به انواع مختلف او را به استهزاء گرفته و برخوردهای ناشایستی نسبت به او دارند.

زمانی که "گلوری" (مک دورماند) دوست قدیمی جوزی به وی پیشنهاد می کند همراه او وچند زن دیگر در معدن کار کند، "جوزی " به سرعت فرصت را غنیمت شمرده تا بتواند پول کافی بدست آورد و برای خود و فرزندانش خانه ای تهیه کند. البته "گلوری" به او درباره رفتار خشن معدن داران نسبت به زنان هشدار می دهد، اما جوزی به این موضوع اهمیت چندانی نمی دهد. از این پس داستان برای "جوزی" از بد به سوی بدتر میرود. صحنه های ناشایستی که جوزی با آن روبرو شده و تنشی که توسط  "بادی شارپ" (جرمی رنر) به وجود می آید شرایط را بسیار دشوار جلوه می دهد. تنها فرد مودب داستان "کایل" (شون بین) همسر گلوری است که به واسطه یک اتفاق در معدن به حاشیه داستان رانده می شود.

پس از آن وکیل "بیل وایت" (هارلسن) فرد مودب دیگری در داستان ظاهر می شود که قهرمان هاکی محلی است. او از شهر نیورک بازگشته و همانطور که تلویحآ در این فیلم بدان اشاره شده نیویورک شهر بزرگی است که دارای دانشگاه قانون است که می تواند رفتار داهاتی های بی سواد کشور را متمدن سازد. زمانی، که "جوزی" به اندازه کافی با تبعیض جنسی مواجه می شود، از بیل می خواهد که دادخواستی را از طرف وی در جریان قانونی قرار دهد.

فیلم با سکانس دادگاه آغاز می شود که "کارو" (کارگردان) و "سیتزمن" (نویسنده) به صورت متناوب از فلاش بک های بسیاری استفاده می کنند. به تدریج محاکمه به نقطه تمرکز داستان تبدیل می شود. افراد مسئول در کمپانی معدن رفتاری خشن تر از سایرین در پیش گرفته بودند و بیش از مردم خشونت به خرج می دادند. جدا از وکالت یا موضوع سیاسی تبعیض علیه زنان، می توان بهترین سکانس هایی قلمداد کرد که در میان والدین و کودکان رخ می دهد.

در آن میان روابط پرآشوب "جوزی" و پدرش و "جوزی" پسر نوجوانش که از انگشت نما بودن مادر خود بسیار عصبی بوده بیش از دیگر سکانس ها قابل توجه است. "هنک" از اخلاق دخترخود راضی نیست و از آنجا که "جوزی" نیز در همان محل وی کار وی فعالیت کرده احساس حقارت می کند. این در شرایطی است که جریان محاکمه باعث می شود "سامی" (توماس کورتیس) پسر "جوزی" به حقایق تولد و هویت خود پی ببرد و این امر از لحاظ روحی او را تخریب می کند.

این سکانس ها بهترین ایفای نقش هنرپیشگان این اثر را رقم زده است. "اسپایک" در در نقش مادر "جوزی" شهامت پیدا می کنددر مقابل همسر بایستند؛ جنکینز نیز جرأت پیدا می کند دختر خود را بار دیگر مورد ارزیابی قرار دهد و "ترون" و "کورتیس" نیز راهی برای ارتباط برقرارکردن با یک دیگر پیدا می کنند.

دوربین "کریس منگز" به معدن آهن حالتی مردانه و زمخت بخشیده که بسیار زیبا با موضوع فیلم هماهنگ شده است. طراحی "ریچارد هور" نیز فضای این شهر صنعتی را به لوکیشنی عالی تبدیل کرده است.

 مقاله ای از مریم صفایی

maryam_safaee@hotmail.com

نوشته شده توسط یلدا در ساعت 11:58 | لینک  | 

دوستان سلام
با همکاری دوست عزیزمان . یلدا از وبلاگ معروف موزیک و سینما سایت رو ادامه می دیم. امیدوارم با همکاری ایشون در بهتر شدن وبلاگ بکوشیم

ورود ایشون رو خوش آمد می گم

نوشته شده توسط سینما در ساعت 20:23 | لینک  |