امير ياري
ماهنامه شبکه - فروردين و ارديبهشت ۱۳۸۵ شماره 64
اشاره :
Apple Aperture اولين نرمافزار مخصوص عكاسي است كه شركت بزرگ اپل به منظور دستيابي به بازار داغ تصويرگري ديجيتال ارائه كرده است. اين نرمافزار كه چند ماه پيش براي اولين بار به كاربران اپل معرفي شده بود در جديدترين نسخه بروز شده خود توانسته است امكان راهاندازي روي سيستمهاي پيسي يا غير اپلي را نيز فراهم كند. با اين حساب ميتوان گفت كه 1.1Apple Aperture كه در ماه آوريل امسال عرضه شد، اولين نسخه همگاني اين برنامه به شمار ميرود كه استفاده از قابليتهاي گسترده ويرايش عكس را براي كاربران ويندوز ارائه ميدهد. با اين نسخه بروزرساني شده ميتوان Apple Aperture را روي كامپيوترهاي خانگي عادي و كامپيوترهاي مكينتاش مبتني بر اينتل مثل MacBook Pro نيز نصب و اجرا كرد.برنامه نويسان اپل براي ارائه اين نسخه بروزرساني شده با بسياري از عكاسان حرفهاي رايزني كردهاند و ادعا ميكنند قابليتهاي اين برنامه 499 دلاري بسيار قويتر از برنامههاي مشابه در زمينه عكاسي احتمالا (Adobe Lightroom) است. البته قيمتي كه اپل براي اين برنامه تعيين كرده مخصوص نسخههاي بروز شده برنامه است و كاربران قبلي اين برنامه ميتوانند به صورت رايگان نرمافزار خود را بروز كنند.
نرمافزارهاي اپل هميشه به دليل برخورداري از پشتوانه قدرتمند سختافزاري از كارايي بالايي نسبت به همتايان ويندوزي خود برخوردار بودهاند. حتي نرمافزارهاي مشابهي كه قابليت اجرا روي هر دو سيستم PC و Mac را دارند. نيز عملكرد بهتري روي سيستمهاي اپلي نشان ميدهند و اينطور به نظر ميآيد كه اين برنامهها اصولا براي اپل ساخته و پرداخته شدهاند و سپس براي سيستمهاي PC "بازسازي" شدهاند. اپل با ارائه نسخه بروز شدهاي از برنامه Aperture ميخواهد به بازار بزرگي كه كاربران ويندوزي را دربرميگيرد، دست يابد. اما با توجه به محدوديتهاي ذكر شده و وجود رقباي سرسختي همچون Adobe، مجبور است جز افزايش كارايي و هماهنگي با سيستمهاي ويندوزي، امكانات بسيار بيشتري را در اختيار كاربران قرار دهد. از اين رو غير از افزايش سرعت و كارايي در اين نسخه جديد، قابليتهاي ديگري نيز به آن افزوده است كه در اين مقاله به اجمال برخي از آنها را بررسي ميكنيم.
بهبود كيفيت تصاوير RAW
اپل مدعي است كه با افزودن الگوريتم جديد تبديل داده و پردازش فايلهاي خام تصاوير ديجيتالي ميتواند جوابگوي بهتري براي نسل آينده فايلهاي RAW باشد. Aperture1.1 با پشتيباني از انواع فرمتهاي متنوع فايلهاي RAW روي دوربينهاي جديد ميتواند استفاده از فناوريهاي كاملا جديد را براي كاربران سادهتر كند. امكاناتي همچون كاهش نويز، افزايش وضوح تصاوير و تنظيمات نوردهي و همچنين كيفيت تصاوير در نسخه جديد، به مراتب بهتر از نسخه قبلي خود است كه تنها چند ماه پيش به بازار عرضه شد.البته به منظور ايجاد يكپارچگي بين فايلهاي پردازش شده نسخه قبلي اين نرمافزار، به كاربر امكان داده ميشود تصاوير خام خود را مطابق الگوريتم پردازش تصوير Aperture 1.0، پردازش و تبديل كند و اگر مايل باشد ميتواند تصاوير پردازش شده قبلي را نير با الگوريتم جديد پردازش تصوير بازيابي نمايد.
نمايي از برنامه Aperture 1.1
تنظيم دقيق تصاوير RAW

هنگامي كه از الگوريتم جديد پردازش تصوير خاص اين نسخه استفاده ميكنيد، به يك مجموعه كاملا جديد از كنترل كنندههاي دقيق فايلهاي RAW دسترسي داريد كه به شما امكان ميدهند تنظيمات بسيار دقيقي را روي روشهاي بازسازي اطلاعات اعمال كنيد. مجموعه جديد كه به گفته برنامه نويسان اپل در هيچ يك از نرمافزارهاي مشابه با چنين كاركردي ديده نميشوند عبارتند از:
Boost: به شما امكان تقويت يا كاهش كنتراست تصوير را ميدهد.
Sharpening: با اين گزينه ميتوانيد مقدار وضوح تصوير را با استفاده از تغيير تنظيمات اعمال شده اصلي در هنگام عكسبرداري يا با استفاده از فيلترهاي پردازشگر خود نرمافزار افزايش دهيد. همچنين ميتوانيد به طور كلي كليه تنظيمات Sharpening را از تصوير اصلي حذف و تصوير را ذخيره كنيد.
Chroma Blur: اين گزينه با تخمين دادههاي رنگي و نوع پراكندگي آنها در كل تصوير ميتواند نويزهاي رنگي حاصل از افزايش حساسيت حسگر دوربين را از اجزاي رنگي موجود در تصوير متمايز سازد و با محو كردن كنارههاي نويزها، آنها را در بافت رنگي ريزي محو نمايد.با استفاده از اين كنترلكنندههاي دقيق ميتوانيد تنظيمات خاص هر عكس را به طور جداگانه اعمال كنيد و يا با ايجاد پروفايلهاي جداگانه براي هر يك از دوربينهايتان تصاوير جديد هر مدل را به صورت دستهاي پردازش كنيد.
حذف خودكار نويز
اين گزينه دقيقا به منظور كار با تصاوير عكاسي شده در نور كم ارائه شده است. اين تصاوير به دليل استفاده از حساسيتهاي بالاتر از معمول و زمانهاي طولانيتر نوردهي معمولا نويز زيادي دارند. گزينه Auto Noise Compensation ميتواند با بررسي خودكار ميزان حساسيت و مدت زمان نوردهي حسگر از روي اطلاعات Exif تصوير، تصاوير عكاسي شده در نور كم را تشخيص دهد و فيلترهاي كاهش نويز مخصوص خود را روي آنها اعمال كند. البته به منظور هماهنگي با روشهاي كاري خاص عكاسان حرفهاي و جلوگيري از تغيير نوردهيهاي خاص آتليههاي عكسبرداري امكان حذف و يا تغيير پيش فرضهاي اين گزينه فراهم شده است. بنابراين ميتوانيد با خيال راحت عكسهاي نورپردازي شده خاص خود را در Aperture 1.1 ويرايش كنيد؛ بدون اينكه نگران از دست رفتن جزئيات عكس باشيد.
سنجشگر جديد رنگها
1.1Apple Aperture يك سنجشگر جديد ارائهكرده است كه ميتوانيد از آن براي نمونه برداري از پيكسلهاي رنگي موجود در تصاوير استفاده كنيد. اين سنجشگر به صورت زنده ميتواند رنگهاي موجود در تصاوير را به صورت تفكيك شده براساس مدهاي رنگي RGB ،LAB و يا CMYK نمايش دهد.استفاده از اين قابليت ميتواند مخصوصا در هنگام تغييرات بسيار دقيق نوردهي، تغيير رنگ و يا تغيير پارامترهاي روشنايي تصوير، كاربرد زيادي داشته باشد. استفاده از اين قابليت در هر جا و هر زمان ميسر است. هيچ فرقي نميكند در حال ويرايش تصوير، تنظيم پارامترها، مرتب كردن عكسها روي يك ميز نور و يا صفحهبندي يك كتاب باشيد. كافي است سنجشگر رنگ را روي هر پيكسل ببريد و كد رنگها را به صورت تفكيكشده مشاهده كنيد. همچنين اين امكان را داريد كه كدهاي رنگي تفكيك شده روي پالتهاي نمايش اطلاعات و يا دقيقا كنار نشانگر ماوس مشاهده كنيد. انتخاب با شماست.
بهبود كنترل كنندههاي خروجي فايل نمايي ديگر از Aperture 1.1
در فرمان خروجي Aperture 1.1 گزينه (Fit Within (Inches گنجانده شدهاست كه به شما امكان ميدهد وضوح خاصي را براساس مقياس (dots-per-inch (dpi براي تصاوير خروجي تعيين كنيد. با استفاده از اين گزينه ميتوانيد تصاوير خروجي را به روش سادهتري روي وضوح و اندازه خاصي تنظيم كنيد. بهعلاوه، ميتوانيد يك وضوح و اندازه خاص را به عنوان پيش فرض اندازه تصاوير خروجي تعريف كنيد تا پس از اين هرگاه عكسهايتان را براي كار خاصي (فرضا براي نمونه عكسهاي مخصوص مشتري و يا عكسهاي مخصوص وب) آماده ميكنيد ديگر احتياجي به تغيير وضوح آنها نداشته باشيد. همچنين ميتوانيد تعيين كنيد كه تصوير ذخيره شده در نرمافزار ويرايشگر بعدي با چه وضوحي باز شود. به عنوان مثال اگر از نرمافزار فتوشاپ براي ويرايش بعدي تصاويرتان استفاده ميكنيد، ميتوانيد تعيين كنيد كه فايلهاي مورد نظر در برنامه مذكور با وضوح 300dpi باز شوند.
قابليتهاي بهبود يافته ديگر

علاوهبر تمامي قابليتهاي ذكرشده، اين نسخه از برنامه بهبودهاي و تغييرات ديگري را نيز در زمينههاي خروجي گرفتن از تصاوير، پشتيباني از اطلاعات Meta Data، هيستوگرامهاي زنده، برش تصاوير، چاپ، خروجي براي وب و ... در بر دارد. ميتوانيد با استفاده از سايت شركت اپل امكانات جديد و بهبودهاي ايجاد شده روي ابزارهاي خاص (مثل ابزار مهر يا Stamp) را با جزئيات بيشتري مطالعه كنيد.
به نظر ميرسد شركت اپل با ارائه نسخه ويندوزي اين برنامه از ادوبي كه سازنده برنامه خاص عكاسي Adobe Lightroom است پيشي گرفته است.
هرچند هنوز بسياري از عكاسان حرفهاي جهان از فتوشاپ براي ويرايش تصاوير خود استفاده ميكنند، عدم توانايي اجراي برنامه Lightroom روي سيستمهاي پيسي و اختصاصي بودن آن براي كاربران اپل، ميتواند، موجب افزايش فروش Apple Aperture 1.1 در سطح بينالمللي شود. به نظر نميرسد اين موقعيت براي اپل چندان ماندگار باشد و آنچه از شايعات برميآيد اين است كه مطمئنا به زودي ادوبي پاسخي براي اين برنامه جديد ارائه خواهد داد. بايد منتظر بمانيم و ببينيم كه نتيجه هماوردي چه خواهد شد.

تريلر چيست ؟
-
در نوشتن مطلب زیر یکی از دوستان بسیار عزیزم که نویسنده وبلاگ بادبادک است و پس از مدتی طولانی مجدداً وبلاگش فعال شده ، به من کمک کردند . پیشنهاد می کنم به وبلاگ ایشون حتماً سر بزنید چون مطالب بسیار جالب و متنوع علمی ، هنری ، سینمایی و ... رو اونجا پیدا می کنید .
تریلر ، تیزر و تفاوت آنها
در گذشته زمانیکه می خواستند در سینما فیلم دیگری ( غیر از فیلمی که در حال نمایش بود ) را تبلیغ کنند به انتهای فیلم در حال نمایش یک حلقه فیلم کوتاه می چسباندند که حاوی صحنه های تبلیغ برای آن فیلم بود . از آنجائیکه تعویض حلقه فیلم مشکل بود لذا این فیلم تبلیغاتی به آخرین حلقه فیلم اصلی الصاق می شد تا توسط فیلم اصلی یدک کش بشود . اصطلاح تریلر هم از همین نکته گرفته شده است (لغت تریلر به معنای پشت بند یا یدک کش می باشد ) . هدف از پخش تریلر ها این بود که کسانی که به سینما می روند ترغیب شوند تا برای فیلم بعدی مجدداً به سینما بروند . منتها بعد از مدتی ، کسانی که در امر بازاریابی و تبلیغات فیلمها بودند متوجه شدند که اگر این تریلر ها را در اول فیلمها نمایش بدهند هم اثر آنها بیشر است و هم تعداد بیشتری آنرا می بینند زیرا آخر فیلم کسی حوصله ندارد تا در سینما مانده و تبلیغ فیلم دیگری را ببیند . خلاصه اینکه تریلرها به اول فیلمها تغییر مکان پیدا کردند اما اسمشان همچنان تریلر باقی ماند .
تریلرهای قدیمی فقط چند تکه از یک فیلم بودند که بهم چسبانده شده بودند ولی این روزها می توان گفت تریلر هر فیلم به یک اثر هنری تبدیل شده و شرکتهای خاصی وجود دارند که کارشان فقط ساخت تریلر برای فیلمها است . بخاطر همین افراد بسیاری هستند که کلکسیون تریلرها را جمع آوری می کنند و یک دلیل فروش بالای DVD ها هم اینست که خیلی ها آنرا بخاطر تریلرهایی که معمولاً روی نسخه DVD وجود دارد می خرند .
معمولاً امروزه می توان تریلر اکثر فیلمهای جدیدی که قرار است چند ماه دیگر اکران شوند را از طریق اینترنت مشاهده و یا دانلود کرد . همچنین برخی سایتها آرشیو کاملی از تریلر فیلمهای سالهای قبل دارند .
بطور کلی دو نوع تریلر وجود دارد : تریلر تیزر و تریلر کامل . تیزها معمولاً چندین ماه قبل از اینکه فیلم بروی پرده اکران شود ارائه می شوند و معمولاً نماهای خیلی کمتری از فیلم را در خود دارند و جلوه های ویژه فیلم به ندرت در آنها دیده می شود ( چون معمولاً جلوه های ویژه فیلمها پس از پایان فیلمبرداری ساخته می شود – مرحله پس از تولید یا Post-Production ) . در واقع تیزر ، یک تصویر خلاصه از فیلم و داستان آنرا ارائه می دهد . هدف از ارائه تیزر آنست که مردم برای دیدن فیلم تحریک شوند و بدانند که همچین فیلمی در حال ساخت است و موضوع آن چیست . کلاً تیزر را می توان یک کلک تبلیغاتی دانست .
نوع دوم تریلر که تریلر کامل نام دارد به تریلری گفته می شود که صحنه های متعددی از فیلم اصلی را در خود دارد و طولانی تر از تیزر است . اینجور تریلرها را بین دو ماه تا یک هفته قبل از نمایش فیلم اصلی منتشر می کنند و در سینماها در ابتدای فیلمهای دیگر نمایش می دهند . همچنین همه جور جلوه های ویژه در آنها وجود دارد زیرا تا آن موقع فیلم کامل شده است . برخی فیلمها هم هستند که تریلر آنها ممکن است صحنه های مستقیمی از فیلم نباشد بلکه حسی از فضای فیلم را در بر داشته باشد که البته تعداد اینجور تریلرها خیلی کم است ولی شاید بتوان گفت برخی از آنها حتی از خود فیلم اصلی نیز زیباتر هستند .
تریلرهای قدیمی خیلی ساده بودند و البته یک جور حس نوستالوژی خوبی هم در آنها بود و خیلیهای آنها از تریلرهای جدید هم بهتر بودند . کلاً کمپانی های سازنده فیلمها در گذشته خیلی به تریلر اهمیت نمی دادند ولی از زمانیکه مجتمع های سینمایی با چند سالن تجهیز شده ( مالتی پلکس ) ایجاد شد و فضای رقابت تنگتر گردید وظیفه تریلر نیز تغییر کرد . در گذشته وظیفه تریلر فقط دادن اطلاع بود ولی اکنون وظیفه تریلرها جذب مخاطب به هر شکل ممکن است و بنابراین سرمایه گذاری زیادی روی آن انجام شده و ممکن است برای یک فیلم حتی تا 5 تریلر مختلف نیز ساخته شود که هر کدام در یک سالن جداگانه نمایش داده می شود و بنابراین بیننده ها از تکرار یک تریلر ثابت خسته نمی شوند . بنابراین اگر دیدید که یک تریلری بد بود بدانید که فیلم آن احتمالاً یک افتضاح واقعی خواهد بود ! زیرا کسی که تریلر را می سازد صحنه های فیلم را گلچین می کند . بهترین ژانرها برای ساخت تریلر ، ژانر فیلمهای حادثه ای ، اکشن و تخیلی می باشد زیرا می توان از صحنه های جالب و افکتها و جلوه های ویژه و تاثیر گذار آنها به بهترین نحو استفاده کرد . از همه سخت تر نیز فیلمهای خانوادگی هستند زیرا هیچ صحنه جالب توجهی برای ساخت یک کلیپ تبلیغاتی ندارند .
نکته جالبی که در ساخت تریلرها وجود دارد اینست که معمولاً از موسیقی خود فیلم در آنها استفاده نمی شود بلکه از یک موسیقی دیگر که معمولاً متعلق به یک فیلم موفق دیگر است استفاده می شود که اینکار نیز دو دلیل دارد : اول اینکه زمانیکه تریلر ساخته می شود معمولاً هنوز کار ساخت موسیقی اصلی فیلم تکمیل نشده است و دوم اینکه استفاده از یک موسیقی آشنا معمولاً باعث می شود تماشاگر به دیدن فیلم متمایل شود و در ضمیر ناخودآگاه او حس خوبی القا گردد .
چگونه تریلر یا تیزر را مشاهده کنیم ؟
تریلر ها و تیزرها به دو صورت قابل مشاهده هستند :
1 – دانلود کردن فایل آنها : در این حالت ابتدا باید فایل تریلر یا تیزر را دانلود نموده و سپس با نرم افزار پخش کننده مخصوص آن ، آنرا مشاهده کنید . این فایلها غالباً از نوع Mov (فایلهای QuickTime که توسط شرکت Apple ابداع شده اند) و یا Avi و Mpeg می باشد .
2 – مشاهده فایل بصورت Stream : در این حالت تنها می توانید تریلر یا تیزر را در IE خود و پس از بافر شدن توسط نرم افزار پخش کننده مربوطه ، مشاهده کنید . این تریلر و تیزر ها معمولاً از نوع Stream های QuickTime ، Real و یا Windows Media هستند .
سایت Apple نیز معمولاً تریلرها را بصورت لینک مستقیم ارائه نمی دهد و بنابراین فایل آنها قابل دانلود و دخیره سازی نمی باشد و تنها می توان آنها را بصورت QuickTime Stream مشاهده کرد .
لینکهایی که برای دريافت تريلر در وبلاگ به صورت http://a772.g.akamai.net/... می بینید لینک مستقیم يا Direct Link برای دانلود فایل هستند که با وارد کردن این آدرس در دانلود منیجر و یا کلیک راست کردن روی لینک و زدن Save Target As می توانید آنرا دریافت کنید .
سایتهای دریافت تریلر
برای دریافت تربلر فیلم ها سایتهای زیادی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از :
+ Trailersworld ( این سایت از سال 2004 به بعد update نمی شود اما تریلر فیلمهای قدیمی را می توانید در آن پیدا کنید ) .
+ Dave's Trailer Page ( تریلر فيلمهای از سال 2000 به بعد ) .
+ Movie List ( تريلر فيلمهای جديد باضافه تريلر فيلمهای کلاسيک ) .
اطلاعات اولیه
با توجه به اینکه هالیدهای نقره تنها مواد حساس در مقابل نور میباشند، از این رو منحصرا از آنها به عنوان تولید کنندة موثر تصویر استفاده میشود. یک فوتون تنها در برخورد با دانههای هالید نقره یک بسته با حداقل چهار اتم نقره تولید میکند. عواملی مانند دما ، غلظت ظاهر کننده ، PH و مجموعة تعداد هستهها در هر دانه ، زمینه ظهور و میزان نقره آزاد ، در امولسیون فیلم نقش دارند. مواد ظاهر کننده علاوه بر اینکه یونهای نقره را به اتم نقره تبدیل میکنند، باید به اندازهای انتخابی عمل کنند که موجب احیای آن قسمت از فیلم نور ندیده نشوند.مواد ظاهر کننده
بیشتر ظاهرکنندههای سیاه و سفید در عکاسی مجموعهای از هیدروکینون و متول یا هیدروکینون و فنیدون است. یک ظاهر کننده معمولا حاوی یک یا دو معرف ظا هر کننده ، یک محافظت کننده برای جلوگیری از اکسیداسیون محلول ظهور در هوا و یک تامپون قلیایی برای جلوگیری از انجام واکنشهای غیر ضروری است. هیدروکینون به صورت ظاهر کننده عمل کرده به کینون تبدیل میشود و به ازای هر دو یون نقرهای که احیا میشود. دو پرتون نیز حاصل میشود.چون فرایند فوق برگشت پذیر است. بنابراین حضور دو پرتون و کینون مانعی در فرایند ظهور ایجاد میکند. برای بر طرف کردن این مشکل از سولفیت سدیم استفاده میشود، چون سولفیت سدیم با کینون واکنش میدهد و امکان تبدیل کینون به هیدروکینون را از بین میبرد. آنیون هیدروکسید حاصل پروتونهای موجود را در محیط خنثی میکند.
تهیه محلول ظهور
برای تهیه محلول ظهور فیلم سیاه و سفید به ترتیب زیر عمل میشود:- 2 گرم متول ، 5 گرم هیدروکینون ، 100 گرم سولفیت سدیم ، 2 گرم بوراکس را در 75 میلی لیتر آب مقطر در دمای 50 درجه سانتیگراد حل کرده و پس از سرد کردن حجم آن را با آب مقطر به 100 میلی لیتر میرسانیم. وجود بوراکس در محلول تامپون اسید بوریک و آنیون بورات را تولید میکند که از تغییرات PH جلوگیری میکند.
- اگر فرایند ظهور در زمان طولانی یا در دمای بالا انجام گیرد، پدیده تار شدن روی میدهد که در نتیجه آن فیلم منفی خراب میشود. از آنجایی که افزایش دما موجب ظاهر شدن سریع فیلم میشود. دمای حمام ظهور باید دقیقا توسط عکاس کنترل شود. فرایند ظهور معمولا به وسیلة حمام متوقف کننده خاتمه مییابد. حمام متوقف کننده حاوی یک اسید ضعیف نظیر اسید استیک است که موجب کاهش PH و در نتیجه کاهش غلظت یونهای و متوقف شدن واکنش تبدیل هیدروکینون به کینون میشود.
ثبوت فیلم
یکی از مشکلاتی که از آغاز پیدایش فن عکاسی مطرح بود مسئله ثبوت فیلم بود. اگر شدت برخورد نور با فیلم طوری باشد که فقط در نقاط برخورد نقره آزاد شود و در بقیه قسمتهای فیلم منفی هالید نقره دست نخورده باقی بماند. این هالید نقره در هر لحظهای که فیلم در معرض نور قرار گیرد، تجزیه میشود. در نتیجه هر معرف احیا کنندهای در تماس با فیلم موجب تار شدن آن میشود. برای حل این مشکل باید ماده مناسبی پیدا کرد که بتواند هالیدهای نقره احیا نشده را حذف کند.مناسب ترین و متداولترین ماده برای این کار در عکاسی سیاه و سفید یون سولفات است، زیرا با یونهای نقره موجود در آب ترکیب کمپلکس بسیار پایداری را به وجود میآورد. پس از اینکه عمل ثبوت فیلم کامل شد به منظور حذف مقدار کمی از تیوسولفات باقیمانده در امولسون ، باید فیلم را به اندازه کافی با آب شستشو داد. در غیر این صورت یون تیوسولفات تجزیه و گوگرد آزاد میشود که میتواند با نقره ترکیب شده و سولفید نقره (سیاه رنگ) را بوجود آورد و موجب پایین آوردن کیفیت عکس شود.
چاپ عکس
عمل چاپ کردن عکس در حقیقت همان برگردانیدن فیلم منفی است زیرا قسمتهای تیره فیلم منفی در عمل چاپ روشن و قسمت روشن آن تیره میشود. فرآیند چاپ شبیه فرآیند فیلم منفی است. کاغذ چاپ حساس در مقابل نور را بر روی فیلم منفی قرار میدهند. ابتدا نور را از طرف فیلم منفی و بعد از روی کاغذ چاپ عبور میدهند. پس از این عمل کاغذ چاپ را ظاهر و تصویر مثبت را بر روی آن تـثبیت میکنند.یکی از اساسی ترین تفاوتها بین ساخت فیلم منفی و چاپ آن اندازه دانه موجود در امولسیون مربوط است. دانههای هالید نقره موجود در کاغذهای عکاسی در مقایسه با امولسیون فیلم بسیار کوچک است. همین کوچکی باعث میشود که از حساسیت کاغذ عکاسی نسبت به نور کم کاسته شود که این خود از نظر کنترل زمان میتواند موثر باشد. امولسیون کلرید نقره به دلیل مقاومت نسبی بیشتر در برابر نور و در نتیجه حساسیت پایینتر نسبت به آن ، بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد.
در ضمن عمل شستشو برای حذف یونهای تیوسولفات از کاغذ دقت بیشتری باید به کار برد. زیرا با کوچکترین غفلت ممکن است یون تیوسولفات تجزیه شود و گوگرد آزاد کند که در واکنش با نقره به سولفید نقره تبدیل میشود. این مسئله کیفیت فیلم را پایین میآورد. بدین منظور یک حذف کننده تیوسولفات سدیم که حاوی پروکسید هیدروژن است به کار میبرند، که یون تیوسولفات را اکسید کرده و به یون پایدار سولفات تبدیل میکند.
| ||
|
|
| ||
| ||
|
كارگردان:فرانك دارابونت..بر اساس قصه كوتاه ريتا هيورث و رستگاري شاوشنك اثر استيون كينگ
بازيگران:تيم رابينز,مورگان فريمن
رستگاري در شاوشنك شروع بسيار خوبي دارد.مردي در داخل ماشين اسلحه اش را پر مي كند.در دادگاه مرد محاكمه مي شود...كات به زن و مردي كه وارد خانه مي شوند,كات به دادگاه و تعريف جريان, كات به زن و مرد كه با هم معاشقه مي كنند, كات به مرد كه الكل مي نوشد و از ماشين پياده مي شود,كات به دادگاه,....مرد محكوم مي شود....تا ورود مرد به زندان هم پرداخت فيلم همچنان عالي است.اما بعد كمي خسته كننده مي شود.شايد شبيه «سن ميكله يه خروس داشت» برادران تاوياني كلا جريان فيلم عوض مي شود.
اندي كه يك بانكدار موفق است به اتهام قتل زن و فاسق زنش محاكمه مي شود.او مي گويد كه مست بوده ...حتي با تفنگ به سراغ آنها رفته...اما مطمئن نيست كه آنها را كشته است.بنا به شواهد او محكوم به حبس ابد در زندان شاوشنك مي شود.در زندان با زنداني سياهپوستي به نام رد دوست مي شود.رد يك پوستر از ريتا هيورث برايش مي آورد ]ريتا:جاده مالهالند[ كه به ديوار سلولش نصب مي كند.گروهي زنداني مدام اندي را كتك مي زنند كه با دخالت رييس زندان ,سردسته آنها به زندان ديگري منتقل مي شود.اندي بخاطر سوادش مسوول كتابخانه مي شود و آنجا را سر و سامان مي دهد.رئيس زندان ,اندي را بعنوان دفتر دار و حسابدار خود مي گمارد.اندي يك شريك ساختگي براي رييس درست مي كند و پولهاي نامشروع او را به حساب اين شريك مي ريزد.در همه اين مدت فرجام خواهيهاي رد هيچكدام پذيرفته نمي شود.پيرمردي كه مسوول پيشين كتابخانه بوده پس از آزادي در اوج نااميدي خودكشي مي كند.

چندين سال بعد فردي به نام تامي وارد زندان مي شود و تعريف مي كند كه در زندان قبلي ,همسلولي اش داستان به قتل رساندن همسر يك بانكدار و معشوقش را تعريف كرده است.رئيس زندان براي جلوگيري از آزادي اندي ,تامي را مي كشد.اندي نااميد با طنابي وارد سلولش مي شود.صبح روز بعد اندي ناپديد مي شود.پس از جستجو تونلي را پشت پوستر كه پس از ريتا هيورث و مريلين مونرو تصوير ديگري جايش را گرفته پيدا مي كنند.حالا علت عوض شدن جاي پوستر را مي فهميم.با يك فلاش بك داستان كندن تونل توسط اندي در طي همه اين سالها و فرار او از طريق مسير فاضلاب نشان داده مي شود.او پس از آزادي به نام شريك ساختگي رييس زندان پولها را از بانك مي گيرد و نامه اي هم براي رد مي فرستد و مدارك خيانت رييس را براي روزنامه ها مي فرستد.بالاخره رد هم آزاد مي شود و به همان اتاق پيرمرد مي رود اما خودكشي نمي كند و به ديدار اندي در خليج مكزيكو مي رود.....
داستان فيلم به شيوه فيلمهاي كلاسيك است و حتي گره فرار هم زيادي كليشه اي است.صحنه آزادي اندي در رودخانه و نمايش رستگاري او نسبتا خوب نمايش داده شده است.اما عليرغم شروع درخشان فيلم ,ادامه فيلم چندان توقع آدم را برآورده نمي كند.پرداخت فيلم بسيار قوي و حرفه اي است.فضاها همان فضاهايي است كه در «گرين مايل»پخته تر شده است.همينطور تقابل دو قهرمان سياه و سفيد.هرچند شخصيت پردازي فيلم زيادي سياه و سفيد شده اما شخصيتها بسيار خوب پرداخت شده اند.تدوين ابتداي فيلم هم بسيار خوب است .فقط فيلم زيادي از اين شاخه به آن شاخه پريده است.....

داستانهای عامه پسند يا به قول يکی از دوستان عزيز افسانه های پالپ فيلمی است که امروز ميخواهم راجع به آن حرف بزنم.
اين فيلم محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی کوينتين تارانتينو و تهيه کنندگی لورنس بندر است و کمپانی ميرامکس آنها توليد کرده است. مدت زمان فيلم ۱۵۴ دقيقه است.
مطمئنا بسياری از شما دوستان تاکنون در مورد اين فيلم مطالب زيادی خوانده ايد. از اين فيلم مينويسم در حالی که تاکنون نديدمش ولی بخاطر يک دوست خوب اين کار را ميکنم. البته اين که می گويم نديدم دليل اين نيست که ندانم چه اتفاقاتی در فيلم می افتد که حتی از بسياری از کسانی که فيلم را ديده اند هم کاملتر آنرا متوجه شده ام. چون توانستم فيلمنامه اش را بخوانم. (اگر انشاءالله وقتم اجازه دهد در آينده وبلاگی خواهم زد و در آن فيلمنامه هائی را که بدست می آورم را می گذارم.)
برادر تارانتينو را کم وبيش می شناسيد. نابغه ای که در فاصله سالهای ۹۳ تا ۹۵ دنيا را محصور خود کرد. سگدانی، قاتلين بالفطره و داستانهای عامه پسند.
سگدانی در سال ۹۲ سرآغازی بود بر ظهور يک پديده در سينما. فيلمی با بازی هاروی کيتل، تيم راس، مايکل مدسن، استيو بوسمی و لورنس تيرنی. تهيه کننده لورنس بندر و نويسندگان راجر آواری و تارانتينو بودند. کارگردان فيلم هم خود تارانتينو بود.
تارانتينو و آواری کارشان را با هم آغاز کردند. اين دو برای اولين بار با هم در يک فيلم ويدئويی به نام ”نرمش توسط دالف لانگرن“ به عنوان دستيار تهيه کار کردند. اين کار باعث آن شد که آندو در کمپانی Cinetel Production مشغول بکار شوند و در آنجا بود که با لورنس بندر آشنا شدند. تيم آنها شکل گرفت. آواری به عنوان دستيار نويسنده، بندر به عنوان تهيه کننده و تارانتينو بعنوان مغز متفکر گروه.
جالب است بدانيد که تمام فيلمهای تارانتينو حتی بيل را بکش را بندر تهيه کرده است.
در سال ۱۹۹۳ تارانتينو فيلمنامه فيلم True Romance را نوشت و در سال ۱۹۹۴ فيلمنامه قاتلين بالفطره را تمام کرد. البته اليوراستون کارگردان صاحب سبک فيلم با تغييراتی که در فيلمنامه داد عملا نام تارانتينو را در تيتراژ به عنوان نويسنده داستان قرار داد.
در سال ۱۹۹۴ تارانتينو داستانهای عامه پسند را ساخت. فيلمی که انقلابی در صنعت سينما پديد آورد. جابجائی زمان!
چه ميشود که فيلمی از انتهايش آغاز شود، ادامه يابد. به ابتدا برگردد، وسط داستان پخش شود...؟ هيچی?... دقيقا هيچی...! کارگردان فيلم دوست دارد ما را بچرخاند. در حلقه ای از زمان... بد هم نيست. حداقل سرگرم کننده است. مخالفان جدی اين سبک عقايدی قابل احترام دارند ولی نبايد عقايد موافقان را هم ناديده بگيرند. بيل را بکش که کمابيش از همين سبک پيروی می کرد متهم شد به استفاده از کليشه ها. خوب! من هم نمی گويم کليشه نداشت. ولی برای من مخاطب نوعی فيلم سرگرم کننده بود. (بحث بيل را بکش را به زمانی ديگر موکول ميکنم تا مفصل در موردش صحبت کنم.)
تارانتينو در سال ۱۹۹۶ فيلمنامه از غروب تا طلوع را نوشت. فيلمی که دوستش رابرت رودريگوئز (کارگردان فيلم دسپرادو) آنرا ساخت و افرادی همچون هاروی کيتل، جرج کلونی، جوليت لوئيس به همراه خود تارانتينو در آن بازی ميکردند.
به بحث پالپ فيکشن برگرديم.
پالپ فيکشن نامزد دريافت هفت جايزه اسکار شد. بهترين فيلم، بهترين کارگردانی، بهترين هنرپيشه نقش اول مرد برای جان تراولتا، بهترين هنرپيشه نقش مکمل مرد برای ساموئل ال. جکسون، بهترين هنرپيشه نقش مکمل زن برای اما تورمن و بهترين فيلمنامه و تدوين فيلم .
اما... فقط يکی را برد... همانی را که بايد می برد يعنی بهترين فيلمنامه. جايزه به تارانتينو و آواری رسيد.
اما فيلم داستانهای عامه پسند جايزه نخل طلای جشنواره بين المللی کن را برای بهترين فيلم از آن خود کرد.
از بحث جوايز که بگذريم به خود فيلم می رسيم.
ما در فيلم داستانهای عامه پسند شاه هنرنمائی اين افراد هستيم:
جان تراولتا، ساموئل ال.جکسون، اما تورمن، هاروی کيتل، تيم راس، آماندا پلامر، وينگ ريمس، اريک ستولتز، روزانا آرکوئت، کريستوفر والکن، بروس ويليس، استيو بوسمی و خود تارانتينو.
داستان از يک کافه شروع ميشود. اينجا پايان داستان است ولی فيلم اينجا تمام نميشود... اينجا شروع ميشود. دو جوان در حال تصميم گيری برای دزدی از مغازه هستند. با دو گنگستر به نامهای وينسنت وگا (جان تراولتا) و جولز وينفيلد (ساموئل ال.جکسون) آشنا ميشويم. داستان مشکلات يک بوکسور به نام باچ کوليج (بروس ويليس) را ميشنويم. با زن سردسته گروه، مارسلوس ولس (وينگ ريمس) يعنی ميا ولس (اما تورمن) آشنا ميشويم و شاهد چگونگی مصموميت او بر اثر استعمال مواد مخدر و نجات يافتنش به هر شکل ممکن هستيم. با فردی با نام اختصاری گرگ (هاروی کيتل) هستيم که با خونسردی گندی را که وينسنت و جولز بالا آورده اند را حل و فصل ميکند. شاهد کشته شدن وينسنت در ميان داستان بدست باچ هستيم و شاهد دگرگونی درونی جولز.
اين فيلم مملو از اين اتفاقات است. شايد بايد چند بار فيلم را تماشا کرد تا تقدم و تاخر صحنه ها را دريافت. ولی فيلم در پايان خود در همان جائی که شروع شده بود تمام ميشود. در همان کافه.
دو جوان نقشه سرقتشان را عملی کرده اند ولی با اتفاقاتی که می افتد بسيار نامتعادل و آشفته هستند. جولز آنها را آرام ميکند و آندو ميگريزند. همه چيز تمام ميشود.
وينسنت
فکر می کنم بهتره حالا ديگه بريم!
جولز
احتمالا نظر خوبيه!
وينسنت مقداری پول روی ميز ميريزد و در ميان حيرت مردم حاضر در کافه، آندو از آنجا خارج ميشوند. بدون گفتن حتی يک کلمه.
|
<< اصول فيلم سازي براي جوانان >>
کارگردان آمریکایی روبین وئود معتقد است که فیلمهای جوانان(جوانان مدرسه ای) باید دارای ویژگیهای Fucking Åmål مثال: فیلم سوئدی رابین وئود راجع به فیلمهای کارگردان معروف سوئدی اینگمار برگمن اینطور می نویسد: "روزگاری فیلمهای این کارگردان از دید من بسیار جذاب و هنری بود اما امروز نگاه من متفاوت از آن روزهاست. امروز می بینم فیلمهای او اغلب دور از واقعیت های اجتماعی بوده و بیشتر از وضعیت روانی یک فرد در آن صحبت شده است." نقل از پرشین تاک |
Multimedia (چندرسانهاى)؛ كلمهاى كه اولين بار پس از ظهور كليپهاى ويدئويى كوتاه روى كامپيوترها بر سرزبانها رواج يافت. آن روزها اين كلمه خيلى عجيب مىنمود اما امروزه كلمه و عبارتى بسيار معمول شده است.
تمام امكانات چندرسانهاى PC شما تنها صوت و ويدئو نيست؛ اما استفاده از تمام پتانسيل چندرسانهاى كامپيوترها فعلاً كمى دور از واقعيت است. DVD كامپيوتر را تبديل به يك دستگاه خانگى براى اجراى ويديو كرد، اما هنوز توانايى فرستادن فايلهاى چندرسانهاى (كه اغلب هم حجيم هستند) از طريق شبكهها روى PCها و دستگاههايى مانند تلفنهاى همراه كمى با مشكل مواجه است.
تكنولوژى جديدى كه قول داده اجرا و انتقال چندرسانهاىها را روى شبكه متحول گرداند، با نام MPEG-4 شناخته مىشود. شايد اين تكنولوژى قالب كلى چندرسانهاى را براى دستگاهها و برنامههاى كاربردى خاصى بهبود بخشد.
گروه متخصصين تصاوير متحرك (MPEG يا Moving Picture Experts Group) كميتهاى است كه استانداردهاى محتويات چندرسانهاىها را تعريف و تعيين مىكند. اين كميته از صدها محقق و مهندس از سرتاسر دنيا تشكيل شده است. MPEG استانداردهاى صوتى و تصويرى MPEG-1 و MPEG-2 را كه نقشى اساسى در پيشرفت چندرسانهاى خصوصاً براى PCها بازى مىكرد را تعريف كرده و توسعه داد. آخرين دستاورد اين گروه با نام MPEG-4 دريچهاى رويايى به روى كاربران تكنولوژىهاى قبلى اين گروه گشود.
MPEG-4 ابتدا به عنوان يك استاندارد بينالمللى (با نام رسمى ISO/IEC 69441) در اكتبر 1998 تصويب شد. MPEG چند تابع و عملكرد جديد به اين تكنولوژى اضافه كرد و دومين نسخه MPEG-4 را كه رسماً در دسامبر 1999 معرفى شد، بوجود آورد. نسخه دوم كاملاً با نسخه اول خود سازگار است.
استانداردهاى MPEG نبايد به عنوان يك موفقيت در بهبود تكنولوژيها ديده شود؛ هركدام از اين استانداردها هدفى را برآورده مىكنند كه براى آن طراحى شدهاند، نه بيشتر و نه كمتر.
MPEG-1 بوجود آمد تا ويدئوهاى با كيفيت VHS را روى پهناى باندى به اندازه 150 كيلوبايت در ثانيه (سرعتى برابر با يك درايو 1X CD) كه در آن زمان سرعت معمول بود، پخش كند. MPEG-2 تكنولوژى مشابهى است كه براى پهناى باندهاى بالاتر بوجود آمد. هدف اصلى اين تكنولوژى برنامههاى ديجيتال تلويزيونى و همچنين DVDها بود. MPEG-2 كيفيت تصويرى بهترى نسبت به MPEG-1 دارد چون از پهناى باند بيشترى استفاده مىكند.
فرمت صوتى MP3 كه بسيار هم محبوب است، قسمتى از MPEG-1 Audio مىباشد كه نام آن از ، MPEG-1 Audio Layer3 برداشته شده و از الگوريتمهاى فرانهوفر استفاده مىكند. MPEG-3 هم هرگز وجود نداشته، بلكه نام گذارى از MPEG-2 به MPEG-4 جهش داشته است.
تمام استانداردهاى MPEG به فشردهسازى اطلاعات ويدئويى و صوتى ديجيتال كمك مىكنند، پس مىشود به طور مؤثرى از اين استانداردها بهره برد. MPEG-4 هم همين كار را انجام مىدهد، اما قدرت فشردهسازى آن بسيار بيشتر از استانداردهاى قبلى است. اما MPEG-4 يك جهش كوانتومى به سمتى است كه با اشياء موجود در تصاوير با يك حس واحد برخورد نشود. به عبارت ديگر MPEG-4 همانند زبان برنامهنويسى C++، شىءگرا (Object Oriented) است. تصويرى كه بيننده آنرا به شكل يك كليت واحد مىبيند مىتواند به صورت چندين جزء مشخص و جداگانه درنظر گرفته شود كه به طور يكپارچه در كنار هم جمع شدهاند. اين خصيصه پهناى باند كمترى اشغال مىكند و MPEG-4 را هم برخلاف تكنولوژيهاى قبلى، Interactive مىسازد.
طراحى كاملاً متفاوت شىءگرا:
استانداردهاى قبلى MPEG طبق ايدهاى پايهگذارى شد كه در آن ايده فايلهاى صوتى و تصويرى كلاسيك (يك پنجره مستطيلى از ويدئو كه با صوت يا Soundtrack همراه بود) به يك فرم ديجيتال تبديل شوند كه حجم آن بقدر كافى كم بوده و با توجه به تكنولوژيهاى روز، تصوير و صوت از وضوح قابل قبولى برخوردار باشند. برداشت MPEG-4 از مفهوم شىء (Object) به يك فايل چند رسانهاى اجازه مىدهد كه به قطعات كوچكتر و سادهترى به نام «ويدئو» و «صوت» شكانده شوند، بنابراين مىتوان اين قطعات را براى ساختن صحنههاى جديد به كارگرفت. بخشهاى مختلف صوت و ويدئو مىتوانند با Objectهاى مستقل درگير شده و تداخل كنند.
ديگر اينكه MPEG-4 تعريف اشياء را فراتر از صداها و ويدئوهاى ساده و مسطح مىبرد. اشياء مىتوانند به صورت Textureهاى شما در برنامههاى سه بعدى، Render شوند. چهرههاى تركيبى (Synthetic)مىتوانند به صورت Animation درآمده و توسط يك برنامه Text-to-speach (مثل MS-Talk It) صداگذارى شوند. صداها را مىتوان به جاى اجراى دوباره، Synthesize (تركيب) كرد. MPEG-4 هركدام از اينها را به عنوان يك شىء درنظر مىگيرد كه مىتوان آنها را دستكارى (Manipulate) كرد و مستقل از يكديگر در صحنههاى فيلمها قرارداد.
جريانهاى رودخانهاى:
MPEG-4 طراحى شده است تا محتويات صوتى و تصويرى به صورت مستمر (درست مثل جريان آب يك رودخانه) اجرا و پخش شوند. با افزايش پهناى باند موجود براى استفاده، بازار رسانههاى مستمر (Streaming) نيز گسترش يافته است. MPEG-4 براى مستمرسازى روى اينترنت، پخش توسط شبكههاى تلويزيونى ديجيتال، انتقالات بىسيم و يا حتى خواندن از روى يك CD بسيار مناسب است. اين استاندارد مستقل از روش انتقال (Delivery Method) مىباشد.
ساختار داخلى MPEG-4 رامىتوان به صورت رشتههاى مستمر مختلف درنظر گرفت كه براى انتقال با هم تركيب (Multiplex) شده و روى دستگاه سرويس گيرنده يا Client (كه مىتواند يك PC يا يك تلفن همراه باشد)، Demultiplex مىشوند تا رشتههاى مشخص بتوانند به صورت يك فايل چندرسانهاى به هم بچسبند. بلوك اصلى ساختمان رشتههاى ES (Elementary Stream) ، MPEG-4 مىباشد. يك ES ممكن است تراك صوتى يك فيلم باشد. ES در يك OD (يا Object Descripter) بسته مىشود؛ يك ES واحد در يك OD اساسىترين «شىء» در طراحى شىءگراى MPEG-4 مىباشد.
ممكن است شيئى كه توسط OD تعريف مىشود شامل بيش از يك ES باشد. براى مثال شىء "Soundtrack" مىتواند شامل چندين رشته صوتى به زبانهاى مختلف باشد. زبان مناسب مىتواند توسط شخص Client انتخاب شود.
MPEG تصور مىكرد MPEG-4 راهى است كه باعث توزيع آسان محتويات چندرسانهاى روى دستگاههاى Client با قابليتهاى مختلف شود. يك كامپيوتر متصل به اينترنت با يك Modem كابلى و يك تلفن همراه كه از طريق يك Modem بى سيم Dial-up (شمارهگيرى) مىكند، از نظر قدرت پردازش و پهناى باندى كه در اختيار آنها است تفاوتهاى كاملاً محسوسى دارند. MPEG-4 به سازندگان چندرسانهاىها اجازه مىدهد يك موجوديت (Entity) چندرسانهاى مفرد بسازند كه هر دو دستگاه بتوانند به آن دسترسى داشته باشند.
يك روش كه توسط آن به اين مهم دست مىيابيم، طراحى رشتههاى مستمر مىباشد. براى مثال يك OD ممكن است شامل چندين نسخه از يك كليپ ويدئويى باشد كه تحت Bit Rateهاى مختلف ضبط شدهاند. هنگامى يك Client ويدئو را درخواست مىكند، OD اطلاعاتى درباره امكاناتش تهيه مىكند تا بتواند رشته ويدئويى را به صورت مستمر در دسترس قرار دهد. قابل توجهتر اينكه MPEG-4 مىتواند به طور پويا رشتهها را تغيير اندازه دهد (Scale كند) تا تحت شرايطى بتواند اين استمرار را اداره كند.
ويدئوى MPEG-4:
اولين تجربه اكثر كاربران با MPEG-4، استفاده از قابليتهاى ويدئويى اين استاندارد مىباشد. اساسىترين Coding فيلم ويدئويى توسط MPEG-4 (كه بر پايه DCT بنا گذاشته شده است) انجام مىشود ( DCT در استانداردهاى قديمى MPEG به كار گرفته مىشد). Compressor فريمهاى متوالى ويدئو را فشرده كرده و سعى در حذف اطلاعات زايد دارد.
در انواع قديمى فشردهسازى چندرسانهاىها، فريم اصلىترين واحد فشردهسازى ويدئو بود. MPEG-1 و MPEG-2 با حذف اطلاعات اضافى درون يك فريم و اطلاعات زايد بين فريمها، عمل فشردهسازى را انجام مىدهند. براى مثال هنگامى كه «خلاصه اخبار» تلويزيون ضبط مىشود، اين ويدئو يك پسزمينه تقريباً ثابت و تغييرناپذير دارد. اين پسزمينه از فريمى به فريم ديگر تغيير آنچنانى نخواهد داشت، بنابراين Compressor/Decompressor) CODEC، نرمافزار يا سختافزارى كه دادهها را فشرده يا غيرفشرده مىكند) تنها تفاوت بين فريمها را ذخيره مىكند. پسزمينه ثابت هم اطلاعات نسبتاً كمى براى ذخيره دارد. نواحى با رنگ و روشنايى يكسان در يك فريم هم مىتوانند مانند JPEG(تصاويرى كه هنوز روى وب به كار گرفته مىشوند) فشرده شوند. هرچند اين تكنيكها ويدئو را به طور اساسى فشرده مىكنند، اما اغلب بلوكهايى حجيم هم بوجود مىآورند (خصوصاً وقتى كه نواحى با رنگ يكسان پشت سرهم تكرار شوند). اين مشكلات روى پهناى باندهاى پايين تشديد مىشوند.
فشردهسازى مبتنى بر فريمها به طور ضمنى سعى مىكند بين پسزمينه ثابت و پيشزمينه متحرك تفاوت قائل شود. MPEG-4 هم مىتواند اين كار را انجام دهد، به شما اين امكان را هم مىدهد كه اجزاء ويدئو را به طور صريح (و نه ضمنى) از يكديگر جدا كنيد. MPEG-4 مىتواند پسزمينه ثابت و پيش زمينه را به عنوان اشياء جداگانهاى درنظر بگيرد كه توسط دستگاه Client به طور يكپارچه با يكديگر Merge (تركيب) مىشوند. در مثال «خلاصه اخبار تلويزيونى» شما قسمت كوچكى از كل تصوير كاملاً متحرك است، در نتيجه پهناى باند لازم كاهش مىيابد. پسزمينه ثابت مىتواند تنها در هنگام نياز Update شود (مثلاً پس از نمايش نقشه هواشناسى، تصاوير اخبار پخش شود) و مىتوان آنرا واضحتر نشان داد چون پس زمينه به جاى اينكه در جريان فيلم حركت كند مىتواند به طور جداگانه كنترل و Handle شود و به همين طريق نيز در الگوريتم فشردهسازى به كار گرفته شود.
ويدئوى MPEG-4 برخلاف پيشينيانش چيزى فراتر از Coding فيلم ويدئويى شما است. البته محتويات مركب ويدئو (مثل يك اتومبيل طراحى شده با كامپيوتر) را مىتوان توسط MPEG-1 و MPEG-2 هم فشرده كرد و يا به صورت فايل درآورد اما در اين حالت ويدئوى شما ابتدا Render مىشود و سپس شبيه انواع ديگر ويدئو به صورت ترتيبى از فريمها تبديل مىشود. MPEG-4 عمل Render كردن را توسط Decoder انجام مىدهد.
به طور مثال، در فيلم «اخبار» (يك شىء ويدئويى طبيعى)، گوينده مىتواند پشت يك ميز طراحى شده توسط كامپيوتر بنشيند. پارامترهاى اين ميز به صورت رشتههاى MPEG-4 هستند و ديكودر اين رشتهها را كنار يكديگر مىچيند و شكل «ميز» را توليد مىكند. پارامترهاى ميز مىتواند شامل Texture آن باشد (فرض كنيد ميز يك نماى چوب گردويى دارد) تا تصوير واقعيتر به نظر بيايد. اين اعمال درست شبيه روندى است كه محيطهاى 3D براى خلق بازيهاى ويدئويى از آن استفاده مىكنند: يك Texture (مثل چادر سفيد يك شبح) روى مدلى از شبح نگاشت (Map) مىشود. MPEG-4 از اشياء مركب 2D و 3D پشتيبانى كرده و مىتواند روى هر دو Texture بپوشاند. همچنين مىتواند اشياء را متحرك (Antimate) كند. براى متحرك سازى يك مدل لازم است دادههاى خيلى كمى تبادل شوند، پس اين نوع متحرك سازى بسيار مناسب براى اتصالات شبكهاى با سرعت پايين است.
MPEG-4 كمكهاى شايانى براى دو مورد بسيار ويژه از مدلهاى مركب درنظر گرفته است: صورت و بدن انسان. MPEG-4 يك مدل كلى از صورت را در خود دارد كه سازندگان ويدئو كافى است براى صحبت كردن و حركت اين صورت آنرا كمى دستكارى كرده و حتى يك Texture به آن اختصاص دهند. صورت همانند يك شىء سه بعدى كلى به دادههاى خيلى كمى براى متحرك شدن نياز دارد. اين دادهها مىتوانند لبها را طورى حركت دهند كه اگر با يك مكالمه Sync شود، درست همانند صورت كسى است كه صحبت مىكند. متحرك سازى بدن هم همين گونه است. مىتوانيد فرم كلى بدن را به دلخواه تغيير دهيد و حركتهاى بدن را توسط يك رشته بيتى كنترل كنيد.
كاربرد اشياء سهبعدى و پيشبينى شرايط Interaction (عمل متقابل ويدئو) با كاربر (كه هر دو نمونههايى از VRML هستند) به MPEG-4 اجازه مىدهند كه محيطهاى سهبعدى قابل هدايت ايجاد كنند. در يك صحنه 3D، زاويه ديد كاربر هم يك شىء است. بسته به اينكه صحنه چگونه ساخته شده، ممكن است كاربر قادر باشد زاويه ديد را تغيير دهد (مثل دور صحنه «پرواز كند») يا زاويه ديد را از بين چند زاويه انتخاب كند. يك خريدار Online مىتواند در يك فروشگاه مجازى كه پر از مدلهاى سهبعدى از اجناس است به دنبال ملزومات خود بگردد و توسط يك راهنماى انيميشن اجناس خريدارى شده را در سبد خريد خود بگذارد (اين سبد خريد هم مجازى است).
هدف MPEG-4 از ايجاد يك رشته واحد دادهاى قابل دسترس توسط دستگاههاى مختلف، وقتى رويايى مىشود كه با ويدئو همراه شود؛ مسلماً ويدئو رسانهاى است كه هم به پهناى باند و هم به پردازش بيشترى نياز دارد. تكنيكهاى استانداردى كه ويدئو را در پهناى باند از محدوده زير 64 كيلوبيت بر ثانيه تا 10مگابيت بر ثانيه پخش مىكنند، پديدههايى رو به پيشرفت هستند. چندين استراتژى در خدمت اين كار هستند كه رشتههاى ويدئويى را Scale (كوچك و بزرگ) كنند تا مناسب با پهناى باند و قدرت پردازش باشد.
MPEG-4 مانند اكثر تكنولوژيهاى فشردهسازى ويدئو مىتواند به طور پويا وضوح تصوير را Scale كرده و در هر ثانيه تعداد كمترى فريم براى پهناى باندهاى كوچكتر بفرستد، در نتيجه ويدئو با Soundtrack خود هماهنگ (Synchronized) مىماند. همچنين مىتواند به طور ديناميك وضوح فاصلهاى (Spatial) را هم Scale كند تا MPEG-4 بتواند در هنگام كار با اشياء مركب Textureها را براى Decoderهاى ضعيف و يا پهناى باند محدود، فعال يا غيرفعال كند. سازندگان Game با اين استراتژى آشنا هستند، چون در اكثر Gameهاى 3D كاربر مىتواند درجه وضوح Texture را تغيير دهد تا بين كيفيت تصوير و سرعت فريمها تناسب ايجاد شود.
گوش كنيد: صداى MPEG-4 مىآيد
صوت و ويدئو هميشه همراه يكديگر هستند، و طبعاً MPEG-4 هم ابزارهايى براى كار با صوت درنظر گرفته است. صداى طبيعى با كيفيت بالا توسط ابزار General Audio Coding كنترل مىشود كه اين ابزار هم از يكى از تكنولوژيهاى MPEG-2 به نام Advenced Audio Coding(يا AAC) مشتق شده است. صداهاى پنج كاناله كه ممكن است با يك ويدئوى حجيم همراه باشد بايد توسط AAC كد شود. MPEG-4 اين توانايى را دارد كه به طور پويا كيفيت صدا را كاهش يا افزايش دهد تا كاربر بتواند بر مشكلاتى نظير پهناى باند پايين و محدوديت Decoder غلبه كند. صوت با استفاده از تكنيكى به نام Bit-Sliced Arithmatic Coding (BSAC) مىتواند Encode شود تا Bit Rate را به اندازه يك كيلوبيت بر ثانيه برساند. اين تكنيك جهت تنظيمات دقيق رشتههاى صوتى براى به كارگيرى ديناميك همه منابع سيستمى در دسترس بسيار مناسب است. MPEG-4 تكنولوژيهاى بهينه مخصوصى جهت Coding صداهاى انسانى با Bit Rate كم دارد.
تكنيك Harmonic Vector eXcitation Coding (HVXC) طراحى شده تا كار در محدوده 2 تا 4 كيلوبيت برثانيه را راحتتر كند و حتى مىتواند با سرعت متوسط 2/1 كيلوبيت بر ثانيه كار كند (البته به شرطى كه بتوان Bit Rate را تغييرداد). اين Bit Rateهاى پايين بسيار مناسب شرايطى مثل پهناى باندهاى بسيار محدود مثل اتصالات ماهوارهاى مىباشد. يك تكنيك ديگر Coding به نام Code Excited Linear Prediction (CELP) جهت Bit Rate هاى 4 تا 24 كيلوبيت بر ثانيه بوجود آمده و براى اتصالات شبكهاى سيار فعلى بسيار مناسب است. انتقال BitRateهاى خيلى پايين صوتى (200 بيت تا 2/1 كيلوبيت در ثانيه) كار با ماجولهاى TTS (Text-to-Speech) را ممكن مىسازد. MPEG-4 ماجول TTS خاصى را مشخص نمىكند، اما رابط TTS (يا TTSI) را در اختيار مىگذارد. ماجول TTS براى سازگارى با TTSI بايد به نوعى تطبيق داده شود. اطلاعات درباره جنس، سن و الگوهاى گفتارى شخص سخنگو به TSSI فرستاده مىشود تا يك فايل صوتى خاص از يك شخص بوجود بيايد. تكنولوژى TTS كه با مدل ظاهرى MPEG-4 تلاقى يافته، مىتواند صداى صحبتها را در يك جريان دادهاى بسيار كوچك نگهدارى كند.
همانطور كه MPEG-4 اجازه خلق اشياء مركب ويدئويى را به شما مىدهد، شما هم مىتوانيد همين كار را باصداهاى مركب انجام دهيد. ابزار Structured Audio به شما اجازه مىدهد "Instrument"ها را با يك Score كنترل كنيد ( Instrument به ويژگيهاى صداهاى Download شده مىگويند نه صداهايى كه از قبل روى دستگاه بودهاند. در واقع اين صداها به صورت رشتههاى صوتى دريافت شده و سپس Mergeمىشوند). با اين ابزار مىتوان صداهاى موسيقايى پرحجم را با پهناى باند كم انتقال داد.
مىدانيم MPEG-4 روى فضاى سهبعدى تأكيد دارد، پس جزئيات استانداردى هم وجود دارند كه مشخص مىكنند صدا را چگونه مىتوان در يك فضا قرارداد. اندازه، شكل و ويژگيهاى آكوستيكى فضا و محل قرارگيرى منبع صوتى در اين فضا مىتواند يك صداى آكوستيك سه بعدى بوجود آورد.
همه را با هم امتحان كنيد:
MPEG-4 انواع مختلف تكنولوژيها را براى اشياء تعريف كرده است. مثلاً Binary Format for Scenes(BIFS) زبانى است كه براى تشريح چگونگى نسبت بين صحنه و اشياء به كار مىرود. BIFS نسخه باينرى فرمت متنى است كه توسط Virtual Reality Modeling Language (VRML) به كار مىرود. VRML براى خلق محيطهاى 3D استفاده مىشود كه در اين محيطها مىتوان توسط يك مرورگر وب جابه جا شد. اما MPEG-4 برخلاف VRML مىتواند همينطور كه اطلاعات مىرسند،صحنه را Render كند (به جاى اينكه قبل از شروع Render ابتدا همه اطلاعات را به طور كامل Download كند كه اين كار سرعت كار را بسيار پايين مىآورد).
اشياء گروههاى BIFS در يك وراثت، متكى بر نسبت بين صحنه و اشياء هستند. براى نمونه، صداى گوينده اخبار و تصوير ويدئويى بايد با هم در يك گروه باشند و به طور مناسب جلوى صحنه هواشناسى قرار بگيرند. صحنه Static نيست؛ ممكن است در همين حين كه دستورات BIFS از طرف Server مىرسند، صدا و تصوير گوينده اخبار در صفحه جابه جا شوند.
امكانات جذاب:
ويدئو، صوت و Interaction در قلب استاندارد MPEG-4 هستند. اداره چنين پيچيدگى روى Decoder مىتواند كار سختى باشد. MPEG-4 يك سيستم برنامهنويسى مبتنى بر Java به نام MPEG-j تعبيه كرده تا Media Playerهاى MPEG-4 را منعطفتر كند. يك برنامه MPEG-jمانند رشته (Stream) هاى مستمر به Decoder فرستاده مىشود. پس از اين انتقال، مىتوان برنامه را براى دستكارى عناصر صحنه و يا بهينهكردن Interactivity به كاربرد. برنامه مىتواند گزارشهايى از قابليتهاى Decoder و منابع تغيير سيستمى تهيه كند و طبق آن در فرستادن رشتههاى مناسب به Encode كمك كند.
امروزه مديريت حقوق - ويژگيها (Property-rights) يكى از موارد مهم در دنياى ديجيتال است. MPEG-4 رشتهها را توسط اعداد منحصربه فردى برچسب مىزند كه اين اعداد هم متعلق به Property Holderها هستند؛ پس مديريت حقوق - ديجيتال امن هم ممكن است. اطلاعات حقوق همزمان با Metadataهاى ديگر رشته ذخيره مىشود ( Meta data اطلاعات مشخصه و ديگر دادههاى تشريحى است)، نتيجه اين مىشود كه ديگر لازم نيست براى تشخيص Owner يك رشته، كل رشته از Server گرفته شود. MPEG-4 يك مدل مشخص براى مديريت حقوقها تعريف نمىكند، اما در عوض رابطى تعبيه مىكند كه به Owner محتويات اجازه ايجاد يك راهحل مديريتى براى نيازهاى خاص مىدهد.
Profileها:
MPEG-4 استانداردى بسيار جامع و فراگير است. تاكنون هيچ نوع Media Player بوجود نيامده كه تمام امكانات آنرا پيادهسازى كرده باشد. مثلاً يك تلفن همراه به صداى پنج كاناله نياز ندارد يا گرافيكهايى را كه به Render كردن نياز داشته باشد پشتيبانى نمىكند. بنابراين اين استاندارد تعدادى پروفايل تعريف مىكند كه اين پروفايلها حاوى ويژگيهايى هستند كه محدوده قابليتهاى يك Decoder را تعيين مىكنند. يك پروفايل مىتواند به چند Level تقسيم شود. وظيفه هر Level محدودكردن پيچيدگى محاسباتى است كه Decoder بايد درون پروفايل آنرا كنترل و اداره كند.
پروفايلها زيرمجموعههايى از مجموعه ابزارهاى MPEG-4 را مشخص مىكند. پروفايلهاى موجود عبارتند از پروفايل بصرى، صوتى، گرافيكى، گراف صحنهاى و توصيفكننده شىء. به عنوان نمونه، اساسىترين پروفايل بصرى براى تصاوير ويدئويى طبيعى، پروفايل Simple است. اين پروفايل، ويدئوى مستطيلى شكل خطاناپذير براى دستگاههاى كند و باپردازنده ضعيف (مثل تلفن همراه) در اختيار مىگذارد. سه سطح اين پروفايل، حداكثر Bit Rate و ديگر جنبههاى رشتههاى ويدئويى را مشخص مىكند تا بتواند منابع Decoder را درخواست كند. پروفايلها در قسمتى از روشهاى وراثتى سازماندهى شدهاند تا پروفايل بعدى در زنجيره كلاً با محتويات طراحى شده براى دستگاهى با قابليتهاى كمتر، سازگار باشد.
پروفايلها و Levelها به طراحان اجازه مىدهند پيادهسازى MPEG-4 خود را سازگار سازند. يعنى يك Audio Player محصول يك شركت خاص كه از پروفايل صوتى Scalable در سطح 3 پشتيبانى مىكند با يك Player از شركت ديگر كه ويژگيهاى پروفايل و Level آن مشابه اولى است، سازگار خواهد بود. سازگار بودن اعمال و توابع پياده سازيهاى MPEG-4 به توافق كمپانيهاى مختلف بستگى دارد.
MPEG-4 تنها يك Vaporware نيست:
MPEG-4 چيزى فراتر از اين گفتهها و ناگفتهها است. تعدادى از محصولاتى كه از اين تكنولوژى استفاده مىكنند در بازار يافت مىشوند و محصولات قويترى هم در راهند.
بعضى از كمپانيها هم بيكار ننشسته و از اين تكنولوژى سوء استفاده مىكنند. مثلاً Napster ويدئوهايى را كه به طريق غيرقانونى روى سايت خود پخش مىكند، توسط تكنولوژى MPEG-4 فشرده كرده است.
DivXNetworks يك Codec با تكنولوژى MPEG-4 به نام DivX طراحى كرده كه قفل نرمافزارى DVD را (كه با MPEG-2 فشرده شده) مىشكند و DVD را فشردهتر مىكند. DivXNetworks با بهبودبخشيدن به مديريت حقوق - ديجيتال و همكارى نزديك با كمپانيهاى پيشرو در زمينه MPEG-4 پيشرفت قابل توجهى در Mainstreamها داشته است.
Codec رايگان DivX5.0 و مجموعه 30 دلارى DivX Pro براى مشتاقان ويدئوى ديجيتال به عنوان ابزارهاى كليدى هستند.
DivXNetworks با همكارى Sigma Designs يك كارت PCI با خروجى كد شده توسط DivX به نام REALmagic xCArd طراحى كرده و ساختهاند.
xCard و نرمافزار همراه آن قابليت كار با ساختارهاى ويدئويى DVD، VCD، MPEG-1 و MPEG-2 و MPEG-4 را دارد. اين كارت مجهز به خروجيهاى Composite و S-Video براى اتصال به تلويزيون است و يك كنترل از راه دور هم به همراه دارد.اين كارت خروجيهايى هم براى صدا دارد و از صداهاى Dolby Digital Surroundپشتيبانى مىكند. اگر كامپيوتر و تلويزيون شما نزديك يكديگر قرار دارد با اتصال اين دو به يكديگر توسط xCardمىتوانيد يك سيستم سرگرم كننده قوى در منزل خود داشته باشيد.
قول MPEG-4 در مورد اين موضوع كه چند رسانهاىها را روى سيستمهاى دستى و تلفنهاى همراه منتقل خواهد كرد، توسط كمك پردازنده تصويرى IMAGEON001 محصول ATI به واقعيت پيوست. اين تراشه در يك Package كوچك و كم مصرف براى استفاده روى سيستمهاى سيار، امكانات گرافيكى پيشرفتهاى ارائه كرده كه شامل وضوح تصويرى و عمق رنگ بالاتر، بافركردن فريمها و شتابدهنده سختافزارى جهت انجام Decompression مىباشد.
Panasonic هم در لباس الكترونيكى (E-wear) مدل SV-AV01 كه يك MP3 Player با قابليت ضبط و پخش است، ويدئوهاى MPEG-4 با ظرفيت پايين را نيز اجرا مىكند.
جادهاى در پيش راه؛ عريض و با كمى دستانداز:
MPEG-4 آمده تا نقش گستردهاى در دنياى چندرسانهاىها و پخش آنها روى Platformهاى گوناگون بازى كند. اين تكنولوژى همانند ديگر تكنولوژيهاى MPEG يك Open Standard است؛ يعنى هر كسى مىتواند از آن استفاده كند. به هر حال MPEG LA يكى از شركتهاى قانونى اما مستقل از MPEG طرحى ارائه داده كه طبق آن هزينهاى به عنوان MPEG-4 Licensing Fee دريافت شود: يك شارژ دقيقه به دقيقه براى دريافت رشتههاى MPEG-4. حاميان MPEG-4 مثل Apple (كه قابليتهاى MPEG-4 را در نرمافزار QuickTime تعبيه كرده) در كار دشوارى با يكديگر همگام مىشوند.
اين تكنولوژى مبتنى بر Open Standard براى كاربران خانگى خيلى جذاب است، چون اگر يك كمپانى محصول راضى كنندهاى ارائه ندهد رقباى ديگرش محصولى بهتر به بازار مىفرستند. اين آزادى انتخاب كاربران رقابتى سالم بين توسعهدهندگان MPEG-4 بوجود آورده است. در گذشته اين توسعه دهندگان هزينه License تكنولوژى MPEG را (كه تنها يك بار دريافت مىگردد) پرداختهاند. كمپانيهاى درگير با MPEGتاكنون پول زيادى صرف توسعه اين استاندارد كردهاند و انتظار دارند عوض آنرا دريافت كنند. اگر توسعه دهندگان بتوانند با اين هزينهها كنار بيايند و از كاربران اين محصول توقع مادى زيادى نداشته باشند، مىتوان با جرأت گفت كه MPEG-4 در آيندهاى نزديك يك فرمت رسانهاى جهانى خواهد شد.
شركتهاى پيشرو در عرصه MPEG-4:
Apple Computer, Inc.: www.apple.com
ATI Technologies, Inc.: www.ati.com
DivXNetworks, Inc.: www.divxnetworks.com & www.divx.com
MPEG: mpeg.telecomitalialab.com
MPEG LA: www.mpegla.com
Panasonic: www.panasonic.com
Sigma Designs, Inc.: www.sigmadesigns.com
| ||
|
باتشکر از بادبادک عزيز
احتمالا پشت جلد سي دي يا فيلماي VHS اصلي يا آخر فيلما چشمتون به علائمي خورده كه روي اونا عباراتي مثل PG-13 يا R يا چيزاي ديگه به چشم ميخوره. اين عبارات نوعي درجه بندي فيلماي سينمايي در امريكاس كه اينجا ميخوام در موردش صحبت كنم. وظيفه رده بندي فيلما رو تو امريكا سازماني به اسم MPAA= Motion Picture Association of America انجام ميده يعني انجمن تصاوير متحرك امريكا. اين انجمن يه همتاي بين المللي هم به نام MPA داره. اينها نه تنها فيلماي سينماها بلكه تلويزيونهاي كابلي، فيلماي ويديويي، سي دي ها و بقيه چيزاي مشابه رو هم درجه بندي ميكنن. در اصل كمپانيهاي اصلي فيلمسازي در امريكا يعني والت ديزني، پارامونت، وارنر برادرز، سوني، فوكس قرن بيستم، يونيورسال و متروگلدوين ماير هستند كه فيلمهايشان را از اين طريق درجه بندي ميكنن. يكي ديگه از فعاليتهايي كه اين انجمن ميكنه مبارزه با تكثير غيرقانوني فيلمها در جهانه. خودشون ميگن از اين لحاظ سالي 3 بيليون دلار ضرر به صنايع فيلمسازي امريكا ميخوره. البته من كه دلم به حالشون نميسوزه. چطور وقتي با سياست امريكا الان 30 ساله كه قيمت نفت هيچ تغيير عمدهاي نكرده كسي اعتراضي نميكنه يا نميتونه بكنه و ديگه حساب نميكنن به ما چقدر داره ضرر ميخوره. ولي متاسفانه ظاهرا از شرايط پذيرش ايران در سازمان تجارت جهاني يكيش پذيرش قانون كپي رايته كه شايد ما هم چند وقت ديگه مجبور بشيم برا يه فيلم 14 دلار پول بديم. بگذريم خلاصه اينكه اين انجمن چند تا دفتر تو بروكسل و مكزيك و كانادا و هنگ كنگ داره كه اونا پيگيريهاي قانوني عليه تكثير غيرمجاز رو انجام ميدن. البته امريكا بزرگترين سرمايه گزار روي ساخت فيلمه به طوري كه در سال 2000 به طور ميانگين برا ساخت هر فيلم 55 ميليون دلار هزينه كرده. هر فيلمي هم حدود 27 ميليون دلار هزينه تبليغاتش شده. يعني حدود 80 ميليون دلار خرج هر فيلم شده و اين در حاليه كه از هر ده فيلم فقط يكي ميتونه از نمايشش تو امريكا هزينه خودشو برگردونه. براي همين هم يه جور فكر اقتصادي كردن و اون اينه كه هر فيلمي تو امريكا اول روي پرده سينماها نمايش داده ميشه و وقتي كه فروشش رو كرد اونوقت به صورت ويديو و دي وي دي به بازار ارائه ميشه و بعد هم ممكنه از تلويزيون كابلي و بقيه رسانه ها پخش بشه. به همين دليله كه شما هيچوقت نميتونيد موقعي كه فيلمي تو امريكا رو پردهاس نسخه ويديوئي باكيفيتي از اون گير بياريد و براي حل همين مشكل هم بوده كه برادران پاكستاني و سنگاپوري و مالزيايي لطف ميكنن فيلما رو از رو پرده ضبط ميكنن و به ما ميرسونن كه خدا ايشالا اجرشون بده. بيشترين ضرر رو همينا به امريكا ميزنن. گذاشتن فيلما روي اينترنت هم پديدهاي رو به گسترشه كه البته راحتتر ميشه جلوشو گرفت ضمن اينكه به گستردگي تكثير سي دي يا فيلم ويدئويي نيست. البته شركتاي فيلمسازي هم بيكار ننشستن و براي جلوگيري از تكثير فيلماي ويديوئي و دي وي دي هاشون يه تكنولوژيهايي اختراع كردن كه الان شما نميتونيد بطور عادي از رو يه نوار ويدئوي اصلي يه كپي بزنيد و اگه اينكار رو بكنيد هم تصوير موج برميداره. براي ديسك هم از اون بدتره و دي وي دي ها رو به راحتي نميشه تكثير كرد و اونا با سيستمي به نام (Content Scramble System (CSS قفل دار شدن ولي خوشبختانه چند تا آدم بيكار پيدا شدن و نرمافزار DeCSS رو برا شكوندن اين قفل اختراع كردن. البته برا ديدن فايلهاي ديويدي هم با نرمافزارهاي DVD rip اين فايلا به كوري چشم دشمنا ديده ميشن و براي فيلماي ويديويي هم يا با دوربين از روي صفحه تلويزيون ضبطش ميكنن يا با يه كلكي كه خودمم آزمايش كردم و درست بود اونو از تو ميكسر رد ميكنن و دوباره ضبط ميكنن. خلاصه پس اين دوگوله به چه درد ميخوره. البته اينو هم بگم از اونجا كه تو ايران فيلماي امريكايي تو سينماها نشون نميدن اينجا اصلا از لحاظ تكثير غيرقانوني كشور مهمي نيست بلكه رده اول رو مالزي داره و بعد از اونم تايوان. روسيه و تركيه هم تو اين منطقه از اين لحاظ مهم هستن. خوب از اين هم كه بگذريم ميرسيم به انواع رده فيلما. رده اول با حرف G به معناي General Audiences يا مخاطب عام نشون داده ميشه و معنيش اينه كه همه ميتونن بدون محدوديت سني اون فيلمو ببينن. اين رده معمولا به فيلماي كارتون و كودكان اختصاص داره. رده بعدي PG يا Parental Guidance suggested هستش كه در اون توصيه ميشه كه چون ممكنه بعضي صحنه ها برا بچه ها مناسب نباشه لذا بهتره با بزرگتراشون فيلمو ببينن. معمولا اغلب فيلمسازا كه براي بزرگترها فيلم ميسازن طوري فيلمشونو ميسازن كه يه همچين رده اي رو دريافت كنه كه همه افراد بتونن فيلمو ببينن و از لحاظ فروش مشكلي نداشته باشن. رده سوم PG-13 هست كه منظور از 13 اينه كه ممكنه تو فيلم صحنه هايي از خشونت و سكس باشه كه براي بچه هاي زير 13 سال اصلا مناسب نيست لذا قويا توصيه ميشه كه فيلم رو در حضور والدين ببينن. البته اين عدد 13 رو از اونجا گفتن كه تو خارج بچه هاي بالاي 13 سال رو كلا نسل جوون يا تينايجر حساب ميكنن (چون از عدد 13 تا 19 به انگليسي آخرش تين داره، ترتين، فورتين، فيفتين و ...). ضمن اينكه تا چند سال پيش فقط رده PG بود ولي بخاطر اعتراضاتي كه والدين بچه ها از بعضي فيلما داشتن اين رده هم اضافه شد. يكي از اين فيلما ايندياناجونز و معبد مرگ بود كه گرچه صحنه سكس و خشونت نداره اما چون قضايا تو يه معبد پر از مار و عقرب و با صحنه هاي چندش آور ميگذره قدري باعث ناراحتي بچه ها شده بود. البته تا اينجا تو رده بندي فقط توصيه شده يعني اگرم يه بچه خودش تنهايي رفت سينما اشكال نداره. ولي رده R يا Restricted ديگه برا افراد زير 17 سال محدوديت داره و اونا بايد حتما با بزرگتراشون برن سينما. البته معمولا اينطوريه كه بليت رو بايد يه بزرگتر براشون بخره يعني حتي يه غريبه رو هم اگه دم سينما ديدن كافيه ازش بخوان براشون يه بليت بگيره و بعد با هم برن تو. رده آخر به نام NC-17 معروفه به معناي NO Childeren Under 17 Admitted يعني اينكه ديگه بچه هاي زير 17 اصلا اجازه ديدن فيلمو ندارن ولي البته بايد توجه داشت كه اصولا كمپانيهاي فيلمسازي خودشون هم يه فيلمي با اين درجه توليد نميكنن و اينجور فيلما معمولا فيلماي مستقل هستن كه بيننده هاي محدودي دارن و اصلا خيلي از سينماها اين فيلما رو نشون نميدن و تو مجلات درست و حسابي هم اجازه تبليغات ندارن. خوب اميدوارم كه با رده بندي فيلما تو امريكا آشنا شده باشين. اگه سوالي بود در خدمتيم.
ارادتمند، بادبادك
همچنین جا داره از دوست عزیز در سایت هنر هفتم هم تشکر کنم
مقدمه
فیلم که همچنین سینما، پرده نقره ای، عکس متحرک، نمایش عکس ها، عکس های متحرک و نمایش تصویرها خوانده می شود؛ زمینه ای است که عکس های متحرک را به عنوان یک هنر یا یک قسمتی از صنعت سرگرمی یا برنامه احاطه می کند. زیرا فیلم از نظر تاریخی پیش در آمدی بر نمایش تصورات بوده است، دانشگاهیان اغلب به این رشته ی کاری فیلم شناسی می گویند.تصاویر متحرک یک فرم هنری هستند؛ فرم شناخته شده ای که از برنامه یا سرگرمی و تجارت می باشد. فیلم توسط ضبط زندگی حقیقی مردم، تولید می شود که موضوعش (شامل وقایع فانتزی و ساختگی می باشد) که به صورت عکس برداری و یا توسط انیمیشن (نقاشی متحرک) تولید می شود.
کلمه ی فیلم اغلب به فیلم فیلمبرداری اشاره می کند که برای عکسبرداری استفاده می شود و یا به نوار مرتجع پلاستیکی که با نقره ی حساس و روشن پوشیده شده، و همچنین به فیلم خام هم گفته می شود، که تصاویر متحرک اصالتاً از آن به وجود آمده است.
تصورات که تصاویر متحرک را به وجود آورده اند به صورت فیلم های اختصاصی می باشند. ولی وقتی به صورت سریع از کنار هم می گذرند، چشم انسان قادر نیست تا آنها را به صورت جدا از هم ببیند، که از تداوم دیدن نتیجه می گیرد. یک طبیعت یا محیطی که چشم تصور قابل دید را برای یک لحظه بعد از اینکه از منبع جدا شد می بیند. با وجود اینکه ما تصورات را به عنوان تصاویر شخصی تجربه نمی کنیم، اما متوجه اختلاف بین آنها می شویم.
امروزه، بیشتر تصاویر متحرک که هنوز به صورت ضبط شده هستند طوری طراحی شده اند که تصاویر را بر روی حلقه فیلم متمرکز می کنند. بعد از اینکه برداشت و چاپ شدند فیلم از روی پرژکتور فیلم می گذرد، که نوری را از فیلم می گذرانند و بدین ترتیب فیلم بر روی پرده، نمایش داده می شود. بیشتر فیلم ها دارای صدا می باشند. اخیراً، اکثر فیلم ها توسط دیجیتال ویدئو ضبط می شوند و بعد از آن از دیجیتال پرژکتور به فیلم تبدیل می کنند. یکی از سودهای مهم پرتاب دیجیتالی این است که تصاویر بدون انتظار برای فیلم خام برداشت می شوند.
تاریخچه
موضوع اصلی: تاریخ سینمااوایل دوره ی استفاده از تصاویر متحرک دوره ی رشد افسانه ها و وسایل مشابه آن بوده که می توانست یک لحظه از تصاویر را نشان دهد و در واقع چشم قادر بود تا اختلاف بین تصاویر و جدایی تصاویر را ببیند. طبیعتاً، تصویرهایی که با این وسیله نشان داده می شد باید به دقت، درست و انتخاب می شد تا بتواند آن تأثیرگذاری نهایی روی مخاطب را کسب کند. با استفاده از تصاویر خیلی شبیه به هم، ولی با اختلافات جزئی و کم، نمایش دهنده می توانست تأثیر تصاویر متحرک را روی بیننده بگذارد. موضوع اشاره شده اساس و پایه ای برای انیمیشن به عنوان نوع سینماتیک شد.
با توسعه ی فیلمبرداری و خصوصی بودن فیلم سینمایی، این امکان به وجود آمد تا تصاویر متحرک به خوبی ضبط شوند. استفاده از فیلم این امکان را به وجود آورد تا از یک سیستم فیلمبرداری نمایش تصاویر برای تماشاگران استفاده کنند، در حالی که در سایر تکنیک ها بعضی اوقات نیاز به این بود که اشخاص با وسایل بخصوصی فیلم را تماشا کنند. سینما ضرورتاً یک هنر دیدنی است، و تصاویر متحرک در زبان محاوره ای سینما شناخته شده است. در هر حال، وقتی تصاویر متحرک را به بینندگان نشان می دهیم، صاحبان فیلم یا تئاتر یک موزیسین را برای استفاده موسیقی در فیلم، به کار می گیرند.
موزیسین، معمولاً یک پیانیست یا ارگ زن می باشد. اگر وسایل آنها در هنگام نمایش تئاتر در دسترس باشد، طوری برنامه ریزی می کنند که موسیقی در هنگام نمایش نواخته شود تا احساسات بینندگان در هنگام نمایش به راحتی برانگیخته شود. اخیراً فعالیت های تکنیکی باعث شد تا سازندگان فیلم از صدا به همراه حرکات در فیلم استفاده کنند. صداگذاری روی فیلم می تواند جدا از فیلمبرداری بر روی فیلم گذاشته شود، ولی در بعضی مواقع که حرکات به صورت زنده می باشد، قسمت های زیادی از صداگذاری در همان موقع فیلمبرداری انجام می شود.
صداگذاری معمولاً به صورت تصاویر صدادار، یا صحبت کننده ها، شناخته شده است. در هر حال، از موسیقی به اندازه صحبت و کلام در فیلم استفاده می شد، که باعث پدیدار شدن متخصصان مونتاژ فیلم گردید.
توسعه نمایش فیلم در سینما
سینما ضرورتاً یک هنر قابل دیدن می باشد، و تصاویر متحرک به نام سینما شناخته شدند. فیلم صامت را ببینید.در هر حال، تولید کنندگان دریافتند که بهتر است حرکات را به صورت یک داستان در بیاورند و بین شخصیت ها دیالوگ قرار دهند.
در عرض چند سال، زیرنویس را در فیلم قرار دادند که وقتی بازیگران صحبت می کردند زیرنویس در زیر فیلم پدیدار می شد، که بعد از این واقعه وجود یک مفسر در فیلم به صورت غیر ضروری در آمد.
بعد از اینکه تماشاگران را در سکوت قرار می دادند، صاحبان فیلم به جای مفسر از یک موزیسین استفاده کردند، که بیشتر فیلم سازان در نمایش و اجرای زنده در صورت در دسترس بودن وسایل از پیانیست یا ارگ زن استفاده می کردند. هدف از نواختن موسیقی برانگیختن حس فیلم و تأثیر بیشتر گذاشتن روی تماشاگران بود.
چندی بعد توسعه تکنیکی این اجازه را به سازندگان فیلم داد که بر روی تصاویرشان صداگذاری کنند. صداگذاری می توانست به صورت جدا از فیلمبرداری بر روی فیلم گذاشته شود، ولی در صحنه های زنده فیلم باید صدابرداری یا صداگذاری به صورت همزمان با فیلمبرداری انجام می شد. صداگذاری ضرورتاً به صورت مکالمات یا تصاویر با صدا نامگذاری شد.
آخرین و مهمترین قدم در توسعه ی سینما، تولید و معرفی رنگ بود. در حالی که با اضافه شدن صدا به فیلم تحول عظیمی در این صنعت به وجود آمد. رنگ توسعه یافت، فیلم های زیادی به صورت رنگی تولید شدند، و امروزه استفاده از رنگ در فیلم سازی به صورت جهانی در آمده است.
در صورتی که از فیلمبرداری به صورت سیاه و سفید هنوز برای اهداف گوناگون استفاده می شود، که این یک دلیل کوچک برای استفاده نکردن از رنگ در فیلم می باشد. در یک استثناء مثل استیون اسپیلبرگ در فیلم لیت شیندلر، انتخاب با یک دلیل هنری صورت گرفت.
صنعت تصویر متحرک
قبل از استفاده جهانی از صدا و رنگ، تصویر سیاه و سفید فیلم به سرعت به صورت عمومی درآمد. ساخت و نمایش فیلم در چند سال بعد از تولید، به صورت یک سود و بهره ی خوب برای تولید کنندگان به وجود آمد. به همین دلیل، تصاویر متحرک یک صنعت جداگانه شد، و کارخانجات خصوصی به فیلم سازی می پرداختند.در سال 1905م در پترزبورگ، پنسیلوانیا، اولین نمایش و اولین مکان انحصاری برای سینما پدیدار شد و به دنبال آن هزاران تئاتر ساخته و تولید شد. در ایالات متحده، این تئاترها به عنوان نیکلدوتز مشهور شد، زیرا نوعاً به اندازه یک نیکل (یا 5 سنت) ارزش داشت.
شهرت سینما تصاویر متحرک را به بزرگترین صنعت تبدیل کرد، نمایش. عنصر دیدن سینما به ترجمه نیاز ندارد، چرا که تصاویر متحرک یک قدرت جهانی در ارتباط دارد. در نتیجه، فیلم های مشهور جذابیت جهانی دارند، مخصوصاً با اضافه شدن دوبلاژ یا ترجمه زیرنویس ها برای مرتبط کردن دیالوگ ها بسیار مشهور شده است. معمولاً بازیگران سینما بسیار مشهور می شوند و قیمت های بسیار زیادی را برای اجرای یک نمایش دریافت می کنند، به عنوان مثال در سال 1917م، چارلی چاپلین درآمدی معادل 1 میلیون دلار در سال را داشت.
قیمت گرفتن بازیگران مشهور، با وجود این هزینه ها به پیشرفت های تکنیکی مرتبط می باشد، که محصولات سینما را تحت حمایت استودیوی فیلم متمرکز می کند.
در ایالات متحده، بیشتر این صنعت در هالیوود به مرکزیت می رسد. مراکز دیگری نیز در جاهای مختلف دنیا وجود دارد. به علاوه، پیشرفت ها در فیلم های قابل تهیه، تعداد مراکز مستقل فیلم سازی را افزایش داد.
با تکنولوژی مدرن، تکنیک های ضبط دیجیتالی در بخش های ویدئویی یا صوتی و تصویری تصاویر متحرک فراهم شده اند. این یک پیشرفت تحصیلی خارج از صنعت فیلم سازی است.
جایگاه فیلم
در ابتدا، یک فیلم به صورت معمول در یک سینما تئاتر به تماشاگران نشان داده می شد. نوعاً، یک فیلم، یک نمایش شکل داده شده است. «فیلم اصلی» معمولاً خیلی بیشتر از60 دقیقه می باشد (که حدود 120-90 دقیقه به طور معمول است، و تعداد کمی که حتی به 4 ساعت هم و یا بیشتر می رسد فیلم هندی).قبل از نمایش فیلم، کمی تبلیغ می شد. به طور تاریخی، فیلم اصلی هر وقت اکران می شد قبل از نمایش آن یک فیلم خبری و یا یک فیلم کوتاه نشان می دادند، مخصوصاً انیمیشن.
امروزه، قبل از فیلم اصلی پیش پرده نشان داده می شود.
به طور کلی، تمام فیلم ها برای اکران در سینما ساخته می شوند. تولید تلویزیون باعث شد که تعداد زیادی از تماشاگران، بعد از مدت کوتاهی که فیلم در سینما اکران شد آنها را از طریق تلویزیون ببینند. صنعت ضبط و کپی برداری مصرف کنندگان را قادر ساخت تا فیلم ها را اجاره یا از روی آنها کپی برداری کنند؛ نوار ویدئو یا دی وی دی (و یا فرمت های دیگری مثلدیسک لیزری، ویدئو CD یا وی سی دی و همچنین دیسک ویدئو ) و اینترنت، در دسترس می باشند و بسیار جایگاه مهمی را برای کمپانی های فیلم سازی دارد. بعضی فیلم ها فقط برای این جایگاه ها تولید می شوند که برای فیلم تلویزیون، فیلم سینمایی یا فیلم ویدئویی تولید می شوند.
توسعه ی تکنولوژی فیلم
فیلم متشکل است از سلولوئید، پلی استر، یا دیگر پلاستیک ها که با یک لایه ی شفاف شیمیایی بسیار حساس پوشیده شده است. نیترات نقره اولین فیلمی بود که برای ضبط تصاویر متحرک از آن استفاده می کردند. ولی با توجه به اشتعال پذیری آن سریعاً جایش را با یک چیز مطمئن تر عوض کردند.به طور کلی تصاویر متحرک فیلم در هنگام پخش دارای سرعت های متفاوتی بود که با استفاده از کرانکت دستی دوربین فیلمبرداری فیلم را پخش می کردند؛ سپس سرعت برای دوربین های الکتریکی و پرژکتورها در160 فریم در ثاینه استاندارد شد، که همراه با صداگذاری بود.
توسعه ها از دهه1800 شروع شد و دوربین های الکتریکی، باعث سیستم ضبط با یک سرعت متناسب گردید. اختراع تعداد زیادی از فیلم های خام پیچیده و لنزها، به کارگردان ها این اجازه را می داد که شرایط تصویری را توسعه بخشند، و توسعه سیستم صداگذاری، باعث شد که سرعت صدابرداری هم به اندازه سرعت فیلمبرداری باشد.
از وقتی که تکنولوژی به عنوان پایه برای فیلمبرداری توسعه یافت، فیلم تنها به تصاویر متحرک محدود نمی شود.
نگهداری فیلم
محافظت و ذخیره سازی فیلم، مشکلات خاص خود را دارد، و صنعت تصاویر متحرک گزینش دیجیتالی را به فیلم می بخشد.محافظت فیلم از فاسد شدن، یک مسئله نگران کننده برای تاریخ نویس فیلم و بایگانی کننده های آن، و کمپانی های فیلم سازی می باشد، که از فیلم های خودشان نگهداری می کنند و می خواهند این فیلم ها برای نسل های بعدی در دسترس باشد (و همچنین افزایش جایگاه).
The Matrix I, Written and Directed By
Andy Wachow
Larry Wachow
سخن گفتن از چيزهاي مورد علاقه انسان کمي سخت است. تعلق، موجب توجه است و در همان لحظه موجب بي توجهي. عجايب موجودي است انسان دوپا و افکار و اعمال او. بگذريم... قصه قصه دل و سخن از ماتريکس است.
اگر ماتريکس رو ديده ايد ضرر نخواهيد کرد که دوباره ببينيد. يا قبل از خوندن اين يادداشت يا بعدش. البته اگه قبلش ديده باشيد خيلي بهتره.
ماتريکس رو اولين بار در سيدني٬ استراليا ديدم. تازه نسخه ويديويي اون منتشر شده بود و من به دلايل کاري به آنجا رفته بودم. اشتياق دو آشنای فرهيخته ايراني براي ديدن فيلم متعجم کرده بود. آنها حق داشتند. ماتريکس چيز ديگري بود.
الف: قهرمان از خواب بر مي خيزد. اتاق 101
نئو قانون شکني رايانه اي است و با شخصيت رسمي خودش(آقاي توماس اندرسون) در چالش. يک انسان با دو هويت. هر دو رايانه اي. يکي به ظاهر مخرب( تا به ظاهر و وضع موجود قضاوت نکنيم) و ديگري مفيد. داستان از اتاق 101 شروع ميشود. جايي که قهرمان داستان در برابر همه هستي پيرامونش يعني رايانه نشسته است. خداي وي خودش است و قلمروش رايانه اي که در پيش رو دارد. هکر قهرمان و خواب آلود ناگهان هک ميشود. اما چگونه؟ قهرمان ما با اين سوال حساس مواجه است: چه کسي به سيستم من دسترسي پيدا کرده و چرا؟ اين سوال انگيزه اوليه حرکت او از مجهولات به سوي معلومات است. دانستن و عطش رسيدن به حقيقت وجودش رو پر کرده است.
نئو در زندگي هکري خودش تمام قوانين رو شکسته. يک معارض است. قيدها را نمي پذيرد. ولي تنهاست. بي اعتماد است. اسير يافته هاي خود است. ولي عشق به دانستن در او وجود دارد.
نئو سالهايي رو به دنبال مورفيوس بوده ولي مورفيوس همه عمرش به دنبال موعود بوده است و با عشق به موعود زنده است. نئو به سرنوشت اعتقاد نداره. اولين توصيه به نئو: صداقت و اولين سوال مورفيوس در مورد سرنوشت است. بدون ايمان به سرنوشت از موعود محتوم سخن نميتوان گفت.
مشکل نئو با محيط پيرامونش(ماتريکس) حسي بوده نه علمي. حس ميکرده که يک جاي کار ايراد داره و همين براي ترديد و حرکت کافي بود. در بدترين شرايط هم نئو آدم فروش نيست. نوعي مردانگي و مرام در زندگي او وجود داره.(قابل توجه دوستان هکر)
ب : قهرمان دو باره بيدار ميشود.
اينبار با خوردن قرص قرمز راه آگاهي و بيداري را انتخاب ميکند. جهان برايش تغييرات باورنکردني ميکند.
براي ماموران موضوع نئو اصلا مهم نبود. آنها دنبال مورفيوس و زايان هستند. نئو هدف اصلي آنان نيست. اهميتش را درک نميکنند. زماني که مورفيوس و گروهش بدنبال نئو هستند. مامورين بدنبال مورفيوس هستند. وقتي مورفيوس خود را به اسارت مي سپارد، ريسک بزرگي رو مي پذيرد که سرنوشت زايان را هم به خطر مي اندازد ولي بدون موعود اميدي نيست.
نئو تا زماني که از زندگي خودش نميگذرد همچنان اسير اين مرحله است. گرچه بيدار شده ولي يقين نکرده. علمي دارد و در عمل هنوز باور ندارد.
ج : قهرمان باز هم بيدار ميشود. اتاق 303
نئو منطق زندگي انسانهاي جدا شده از ماتريکس رو عوض ميکند. بجاي مخفي شدن و فرار از مامورين مي ايستد و ميجنگد. اين کاري است که فقط موعود ميتواند بکند. اين را قبلا به نحوه ساده تري از استادش آموخته بود. وقتي او ايثار کرد و براي نجات بقيه خودش را به مهلکه انداخت
نئو کي زنده ميشود؟ زماني که آنچيزي که تا دقايقي قبل در ترينيتي اتقاق نيفتاده بود اتفاق افتاد. وقتي که مرد. ترينيتي فهميد که واقعا دوستش داشته. و اينجا تمام پيش بينيهاي اوراکل مانند مرگ و عشق محقق شد.
زنده شدن نئو به دليل رسيدن او به مرحله حقيقي يقين است. پيش از آن هم ميدانست. ولي اکنون همه چيز رو با آرامشي عظيم و بدون ترس پذيرفته و نگراني ندارد. او صفر و يک ها رو مي بيند. و خود درميان کدهاي آنها که بي هيچ حجابي عريان شده اند بصورت يک کد هوشمند و موثر و ويرانگر عمل ميکند. در رگ و پي برنامه ها رسوخ ميکند و آنها را از درون متلاشي ميکند. کاري که بخوبي از يک هکر بر مي آيد.
و اين پايان خود آغازي است بر تداوم مبارزه در سطوح بعدي.
صحنه آخر:
ديگه اين گروه نخبه مجبور نيستند در گوشه اي دور از مردم باشند. هر انساني قبلا براي آنها خطر محسوب ميشد. از همه ميگريختند. در ميان جمعيت بدترين جاها بود براشون. حالا بازگشتي به ميان مردم ميکنند تا در ميان مردم به رسالت خود جامه عمل بپوشانند. ديگر نگران نيستند. حالا ماتريکس از او مي ترسد.
او ديگر ماتريکس را حس ميکند. با تمام وجودش.
نکات ديگر در باره ماتريکس:
ماتريکس و سولاريس. در هر دو فيلم دو نوع دنيای ذهنی برای انسانها زندگی می سازند. در ماتريکس تلاشی برای خروج از اين دنيای ذهنی وجود داره. دنيايی که ميشه از آن خارج نشد و مانند بقيه خشنود بود. در سولاريس سفر از دنيای واقعی متضمن رسيدن به آرزوهای دست نيافتنی و يا از دست رفته در جهانی خيالی است.
ماتريکس تمامی منابعی ذهنی شما رو در يک شبيه سازی کامل با مفاهيم جديد دنيای آی تی به چالش می طلبد. يک نظام هماهنگ و معنی دار ديجيتال.
همه اتفاقات و کلمات و تصاوير. حتی شماره اتاق ها و حرکت به چپ و راست ميتونه مفهوم داشته باشه. اصولا اتفاق به معنای متداول در ذهن ما در دنيای ماتريکس معنا نداره. همه چيز مقدر است. يک نظام علی و معلولی مسلط. تقديری کامل و مسلط که تا لحظات آخر بر تمام فيلم سيطره داره و اراده انسانی رو به چالش می طلبد.
هر چيز چهره ای دارد و ميتواند باطنی ديگر داشته باشد. رازآلوده بودن همه امور.
تغيير افق ها و نظام های ارزشی انسانها. رابطه موثر جهان بينی و شخصت انسانها در عملکرد و رفتار آنها.
نبردی ميان نخبگان و آگاهان از يکسو و ماشين های متمرد از سوی ديگر. نوعي اعتراض به ماشينيزم بدون نفي کليت ماشين.
اميد در اوج نا اميدی
تفوق انديشه بر همه چيز و عشق بر انديشه
رابطه علم و عمل. دانستن تعهد آور است. وقتی دانستی نميتوانی بيتفاوت باشی. اگه بيتفاوت شدی با خيانت فاصله زيادی نداری.
تعاليم مذاهب و اديان و مکاتب فکري مختلف . انديشه هاي انساني در سراسر ديالوگها و صحنه ها موج مي زند.
سخن از ايمان رهبر است. براي اعضاي گروه ايمان به رهبر بخاطر تلاش اوست نه اعتقاد او. باور به موعود ابتدا در رهبر گروه شکل ميگيرد. پيروزي در پيروي بي چون و چرا ولي مبتني بر معرفت نهفته است. بايد فهميد و بعد پيروي کرد.
شما آزاد هستي که نپذيري، ولي وقتي پيروي از رهبر رو پذيرفتي بايد اطاعت کني. تاکيد بر لزوم اطاعت از فرماندهی. نوعی هماهنگی کامل با رهبر
اهميت تربيت و آموزش قدم به قدم. مطالب لازم در هر مرحله گفته ميشود. آموزش از نوع فرقه هاي مذهبي. مبتني بر رفتاري که تکيه بر يقين دارد.
نوعي هارموني کامل در تمام فيلم. همه چيز مرتبط و هماهنگ است. همه چيز در مرحله اول براي مرحله دوم آماده ميشود.
داستان کاملا معقول و فهميدني است. معماها دور از دسترس نيست. متکي به نتايج منطقي هر مرحله است.
کساني که فکر ميکنند کنترل و نظامي در جهان وجود ندارد بي جهت هستند و انگيزه اي ندارند. و ايماني نخواهند داشت. بدون ايمان بايد اسير ماتريکس ماند.
حقيقت با خطر همراه است. اي که از کوچه معشوقه ما ميگذري / برحذر باش که سر ميشکند ديوارش
همه اميد به موعود دارند تا در کنار او به نتيجه برسند. نااميدي از موعود مساوي شکست است. شکستي که ماتريکس از ابتدا با ارائه يه زندگي عادي و روزمره بر ما تحميل کرده است.
هر کس ناآگاهانه عنصر يک سيستم است که ميشود به راحتي به دشمني خطرناک براي انسانيت تبديل شود. کشتن انسانهاي جهان ماتريکس نوعي بازي کامپيوتري است که عذاب وجداني ايجاد نميکند. همسان نگاه جريانات ايدئولوژيک.
انسان هر کاري را که بخواهد ميتواند بکند. کافي است بخواهد و چشمانش را باز کند.
اگر کلمات قصار انگليسي فيلم رو مرور و استخراج کنيم به گنجينه اي از فرهنگ بشري دست يافته ايم.
گروه برگزيده براي آزادي انسانها قيام کرده اند. روشنفکران
نا اميدي انسان را ضعيف ميکند.
پيامبران راه را نشان ميدهند. بجاي مردم حرکت کردن، کار آنان نيست.
در مقابل خطر همه ميگريزند. ولي موعود اين قاعده را هم برهم ميزند. چون باور دارد که اين دنيا مقدمه و ظاهر است.
سرنوشت محتوم است. ولي انتخابها همچنان ممکن و در دسترس هستند.
هر کس تکليف و وظيفه اي خاص خود دارد. هر کس نقشي دارد.
خائن اصلي از پيشکسوتان است و حواري و عاشق و حتي پيام را فهميده و بدان علم دارد. ولي ايمان ندارد. او دروغ ميگويد و در پي خواب است همه چيز را از نوع دروغين دارد. نه يار است نه دلدار.
کارهاي خارق العاده هم منطقي دارد و با تمرين بدست ميايد.
عشق فوق عقل و انديشه است.
خوش بينی به جهان. موفقيت ممکن است.
جنگ درجهان واقعی با نفوذ انسانها به جهان مجازی وارد عرصه جديدی شده است.
تواضع رهبر به نخبه و موعود. عشق به موعود عشق به پيروزی و رستگاری است.
فداکاری و قربان کردن جان براي انديشه و موفقيت ديگران.
تشابه خواب و بيداری / اين دنيا و اون دنيا
صادق بودن براي رهرو اين مسير ضروري است.
اهميت ايمان به هدف.
اسامی قهرمانان و معانی آنها. هر يک از اسامي افراد از فرهنگهاي غني وام گرفته شده است.
کنترل ديگران بر ما و بيخبری ما.
برای شروع بايد چيزی متفاوت داشت. بايد احساس کرد که چيزی درست نيست. و درست رو بايد يافت.
ماتريکس خدای دروغينی است که همه چيز شما رو ميدهد ولی واقعی نيست. او ما را اسير و برده خود کرده است.
کسی که فکر رو کنترل ميکنه جهان رو کنترل ميکند.
هر دو گروه قبول دارند که کنترل فکر مساوی کنترل جهان است. هر دو بر سر اين می جنگند.
انتخاب خيلی مهم است. در هر دو راهی بايد انتخاب کرد. راه سرخ يا را ه آبی. يکی علم و آگاهی و ديگری آرامش و فراموشی. علم و آگاهی انسان را به حرکت و تاثير متفاوت بر محيط وا ميدارد.
يک جنگ واقعي و هميشگي ميان حق و باطل. مبارزه بين خوب ها و بدها.
يک بازي رو و بدون اتفاقات واقعي عجيب و غريب. همه چيز بر اساس يک منطق هدايت شده است. حادثه ها موثر نيستند. تکليفها روشن است.
نفاق فايده ندارد. بايد تکليف خودت رو روشن کني يا اينور يا اونطرف. حد وسط هم معني ندارد.
فرصتها را بايد به موقع استفاده کنيد و گرنه فايده نداره. بازگشتي در کار نيست.
استفاده ازمفهوم تناسخ در فيلم.
فراتر از احساسات ما هم جهاني هست. ما توسط جهاني ديگر کنترل مي شويم. ماتريکس ما را کنترل ميکرد و ماتريکس خود کنترل ميشد زماني بدست انسان و حال بدست خودش. در ماتريکس و واقعيت گروههاي خودسر هم هستند. قابل توجه دوستان خودسر.
هر انساني که با ما نيست دشمن بالقوه ماست. ولو يک بي خانمان در ايستگاه مترو باشد.
حقيقت و خطر با هم هست.
مورفيوس يک قدم از ماتريکس جلوتر است تا اينکه به او خيانت ميشود.
زمان در مقابل ماست.
انسان هر کاري که بخواهد ميتواند بکند. حتي بر مرگ غلبه کند. مرگ در ماتريکس ميتواند پايان نباشد.
نا اميدي يه خطر است. خيانت مي سازد. سستي مي آورد. ولي رهبران راستين اميدوارند و به ديگران هم اميد ميدهند.
اوراکل راهنمايي است از دل سيستم ماتريکس.
در مبارزه با ماشين لازم نيست افراط شود. ماشينهايي هم هستند که خدمتگزار انسان هستند و بدون آنها زندگي دشوار خواهد بود.
فريب خوردن ساده است. بايد به انسان وارسته و آگاه تکيه کرد.
کارهاي خارق العاده هم منطق داره. اگر منطق آنان رو بياموزي و توانايي عمل داشته باشي براي تو هم ممکن ميشود.
معجزه ممکن است و آنهم با عشق. معجزه قاعده هاي متعارف منطق شما را ميشکند و خود منطقي مستقل داره که مرزها را در مينوردد.
انتخاب هميشه هست. حتي در بدترين شرايط و آخرين انتخاب قرباني کردن خود است. قرباني کردن آگاهانه. نه خودکشي. بخاطر ارزشي بزرگتر و چيزي گرانقدرتر. براي کسي که دنياي مخفي هکري را رها ميکند و از جانش هم حاضر است بگذرد. بخاطر حقيقتي که فهميده.
تنها کليد رهايي ايمان است. ايماني آگاهانه. درها را ميگشايد. ارزشهاي انساني ره توشه اين مسير هستند. اگر نداشته باشي نميتواني به هدف برسي.
ماتريکس منطق خودش رو داره و منافع ماتريکس مبتني بر منافع انسانها نيست.
مرگ مسيري است به دنياي ديگه.
براي گذشتن از حجابهايي که مانع ديدن حقيقت عالم ميشود بايد قدم برداشت. ممکن است آنقدر رشد کني که عالم رو صفر و يک ببيني و موسيقي عالم را کشف کني وحتي از صفر و يک بگذري و طيف هاي مياني آن رو هم درک کني.
يک ديالکتيک دايناميک براي شدن انسان از يک Mr.
رئيس ماموران معتقد است که تنازع بقا و انتخاب اصلح به پيروزي آنها منجر شده و آينده از آن آنهاست نه انسانها.
نقطه شروع ايمان نئو کجاست؟ آنجا که پيشگويي اوراکل در مورد مرگ مورفيوس درست در مياد. در آستانه مرگ مورفيوس او بياد مياورد که انتخابي دارد. بين زندگي خودش و او. ايثار. او آماده مرگ ميشود. کسي که آماده است بميرد را کسي نميتواند شکست دهد.
براي ترينيتي دليلي اينکه او موعود است علاقه اي است که به او پيدا ميکند.
در تله اي که براشون گذاشته ميشه نئو گير مامور ميفته و مورفيوس مداخله ميکنه تا نجاتش بده. با اينکه ميدونه خودش راه فراري نخواهد داشت. شايد همين نئو رو متحول ميکنه. بار اينکه ايمان مورفيوس اينقدر به او عميق است و او فکر ميکنه موعود نيست.
براي آموزش ديدن بايد بر خودت مسلط شوي. کنترل بر خودت مقدمه آزاد شدن از کنترل ديگران است.
دانستن در براي فکر کردن. بدان. فکر نکن.
ذهن خود را از ناتواني هاي مربوط به جسم ماتريکس رها کنيد. شما توانمندتر از اين محدوديت ها هستيد.
ترس و ترديد و بي اعتقادي را بايد کنار گذاشت. سه عامل بازدارنده نوآموز.
اسلحه ها از کار مي افتد ولي مهارت هاي شخصي و شمشي همچنان کارساز است.
برتري کيفيت بر کميت و ارزشها بر همه چيز. شجاعت / سخاوت / عشق / آگاهي / ايثار
پيشگويي ممکن است و خود منطقي دارد.
تمام جنگ بر سر کنترل است.
هدف اين دنيا ممانعت از فهميدن تست. تو بايد از اين دنيا عبور کني و به حقيقت برسي. از اسارتي که خودت هم به آن آگاه نيستي بيروني بياي.
براي کساني که در ماتريکس زندگي ميکنند نميشود خارج از آن را تصوير کرد. تنها راه آنست که آنها خود حرکت کنند و با اعتماد به رهبر به بيرون نگاه کنند. به زور نميشود کسي را برد.
شناخت اشياء با ضد آنها. شما خواب را با بيداري مقايسه ميکنيد. اين جهان رو هم با خواب نسبت به جهاني ديگر بايد مقايسه کنيد. اگر در خواب باشي و رويا ببيني و هيچوقت بيدار نشي، چگونه ميشود به رويا بودن آنچه مي بيني باور پيدا کني؟ بايد بيدار بشي........
غير از گروهي اندک همه به زندگي عادي خود دلخوش هستند.
شايد اين دنياي واقعي ما هم خود يک ماتريکس بزرگ تر باشداکثر مردم آمادگي unplugged (قطع شدن از سيستم ماتريکس) را ندارند. بخاطر اينکه ذهنشون با مقتضيات اين سيستم خيلي عجين شده است.
Oracle پيشگويي که هميشه هست و راهنمايي که فقط آگاهي ميدهد.
MORPHEUS مانند پيامبران ميخواهد از حواس بگذريم و دنياي باطن رو درک کنيم. وي فقط رهبر نيست. پدر هم هست. پدر گروه است. عشق در نگاهش و اقتدار در حرکاتش. اطمينان در سکناتش.
Neo محبوب مورفيوس است. ترينيتي با ترديد به او مينگرد و ميخواهد بداند که آيا موعود و آرزوي او همان نئو است. نئو با عشق زنده ميشود و با همين قدرت به رسالتش عمل ميکند.
Trinity تثليتي که با حضور پدر و مسيح موعود و ترينيتي شکل ميگيرد. او چون روح القدس در انديشه مسيحي واسطه مورفيوس و نئو است. حامل محبت است و پيوند دهنده است. او براي خائنين هديه اي ندارد.
Cypher که خيانت ميکند. چون هيچ است؟ مدتي عاشق ترينيتي بود. از روزهاي اول هم انگيزه جدي نداشت. ولي ماند بخاطر علاقه اش به ترينيتي. او براي خيانت نياز به استدلالي براي خودش دارد. او معتقد است که مورفيوس به آنها دروغ گفته نه حقيقت را. آنها را فريب داده. همانگونه که شيطان به خدا اعتراض ميکند که مرا فريفتي. درست همان چيزي که مورفيوس برعکس آن را ادعا ميکرد. ولي او براي اينکه وجدانش هم ناراحت نباشد از ماموران ميخواهد که از گذشته هيچ چيز به خاطر نياورد. بعد از 9 سال پشيماني از اينکه قرص آبي رو نخورده خيانت ميکند. با اين استدلال که ندانستن بهتر است. شبيه داستان ميوه دانايي در کتاب مقدس(تورات) که ندانستن مطلوب انسانهاي ضعيف تلقي شده است.
Agent
Be Hone
Free your mind. اين آزاد کردن فکر هم با فکر کردن ممکن نيست. با عمل و آگاهي ممکن است. بايد رشد يافت. تا بتدريج به اين سطح رسيد.
Nebuchadnezzar. بخت النصر نام سفينه مورفيوس
Don’t think you are, know you are. Free your mind. Your mind make
What i
keep u
I can only
Hypno
wand or by fanning them with hi
Hypno
Thanato
| ||
| ||
| ||
|
